الملا فتح الله الكاشاني

332

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ميخرم و نگفت كه بهشت ميفروشم زيرا كه هر كه چيزى فروشد يا از براى سود ميفروشد و يا جهة حاجت و اين هر دو بر او سبحانه محالست و اگر گفتى كه بهشت ميفروشم كرا ياراى آن بودى كه گفتى من ميخرم يا من بهاى بهشت دارم پس بهشت ناخريده ماندى و بنده از اين خير بريده شدى و اينمبايعهء من با مؤمنانست چه كافر مرا نشناسد و هر كسى را كه نشناسد ثمن جليل به عوض متاع حقير به او نميدهد و دلال تا محبت بايع ندارد متاع او را بثمن جليل نميفروشد پس در اينمبايعه متابعت شريعت لازم است تا بموجب فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه متاع حقير بثمنى چنين فروخته شود و نكته من دعانى احببته و من سألني اعطيته و من اطاعنى شكرته و من عصانى سترته و من عرفنى خيرته و من احبنى احببته و من احببته ابتليته و من ابتليته قتلته و من قتله فعلى ديته و من على ديته فانا ديته ظهورى تمام دارد و بعد از آن استيناف مىكند بيان ما لاجله الشرى را بقوله * ( يُقاتِلُونَ ) * كارزار ميكنند اين مؤمنان كه نفس ايشان خريده شده است * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا و طلب رضاى او * ( فَيَقْتُلُونَ ) * پس گاهى ميكشند دشمنان را * ( وَيُقْتَلُونَ ) * و گاهى كشته ميشوند بر دست ايشان وعده داده است خدا ايشان را بر آن بيع و شرى * ( وَعْداً عَلَيْه ) * وعده دادنى بر او * ( حَقًّا ) * ثابت و باقى كه خلاف نيست در آن در انوار گفته كه وعدا مصدر مؤكد است براى آنچه شرا دالست بر آن چه آن در معنى وعده است و قوله * ( التَّوْراةِ وَالإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ ) * متعلقست بوعد يعنى وعده دادنى ثابت در اين سه كتاب اين دليلست بر آن كه اهل تورية و انجيل مامور بودند بقتال بعد از آن بر سبيل مبالغه در انجاز وعده و تقرير حقيقت آن ميفرمايد كه * ( وَمَنْ أَوْفى ) * و كيست وفاكننده تر * ( بِعَهْدِه ) * بعهد خود * ( مِنَ اللَّه ) * از خداى كه كريمست و كريم خلف وعده روا ندارد * ( فَاسْتَبْشِرُوا ) * پس شادمان و فرحان باشيد آنچه غايت فرحست * ( بِبَيْعِكُمُ ) * بخريد و بفروخت خود * ( الَّذِي بايَعْتُمْ بِه ) * كه مبايعه گرديد به آنچه او سبحانه عظايم مطالب را براى شما واجب گردانيده كما قال * ( وَذلِكَ ) * و آن بيع * ( هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * آن رستگارى است بزرگ در مدارك از امام جعفر صادق نقل مىكند كه اى مؤمنان قيمت شما نيست مگر بهشت پس مفروشيد خود را مگر به آن يعنى خود را بمتاع غرور دنيا مفروشيد كه قيمت شما نعيم جاودانيست * ( التَّائِبُونَ ) * رفع آن بر مدحست اى هم التائبون يعنى مؤمنان مذكور بازگروندگاناند از معاصى يا رجوع كنندگاناند به حضرت بارى * ( الْعابِدُونَ ) * پرستندگان حق باخلاص و قايم بشرايط خدمت * ( الْحامِدُونَ ) *