الملا فتح الله الكاشاني

331

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از آن بيع و شرى خبر ميدهد كه * ( إِنَّ اللَّه اشْتَرى ) * بدرستى كه بخريد خدا * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * از گروندگان * ( أَنْفُسَهُمْ ) * نفسهاى ايشان را كه مباشر جهاد شوند * ( وَأَمْوالَهُمْ ) * و مالهاى ايشان را كه در راه وى نفقه كنند * ( بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ) * بآنگه مر ايشان را باشد بهشت اين تمثيلى است براى اثابه مؤمنان ببهشت بر بذل اموال و انفس ايشان نه حقيقت اشترا زيرا كه بيع و شرى جايى وقوع يابد كه تباين ملاك باشد چون هر كه هست و هر چه هست همه از حقست كه العبد و ماله لمولاه پس مراد از اين تحريص است در غزوه و جهاد يعنى اى بنده از تو بذل نفس و مال و از من عطا دادن بهشت بيزوال نفس سرمايهء شر و شور است و مال سبب طغيان و غرور اين دو ناقص معيوب را در راه ما فدا كن و بهشت باقى مرغوب را بستان و چه نيكو گفته‌اند : شعر سنگ بينداز و گهر مىستان خاك زمين ميده و زر مىستان در عوض فانى خوار و حقير نعمة پاكيزه و باقى بگير و در كشاف و عين المعانى و غير آن منقولست اعرابى بر در مسجد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ميگذشت آن حضرت اين آيه ميخواند لمعات انوار كلام الهى باطن او را عكس پذير اشراقات فيوضات ملكى ملكوتى ساخته پرسيد كه هذا كلام من اينسخن كيست گفتند كلام اللَّه گفت كه اين بيع و شراكى بوده است جواب دادند كه در روز ميثاق كه ذرات ذريات را خطاب مستطاب أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ شنوانيدند اعرابى گفت و اللَّه بيع مربح لا نقيل و لا نستقيل چون نفوس معيوب و اموال فانى را ميخرد و در عوض آن بهشت باقى ميدهد هرگز اين بيع را اقاله نكنم و فسخ آن ننمايم بلكه نفس و مال خود را در بازم شعر آن بيع را كه روز ازل با تو كرده اند اصلا در آن حديث اقالت نميرود عزيزى فرمود كه هر كه بندهء بخرد در حينى كه بعيب او دانا باشد او را رد نتواند كرد پس حقتعالى ما را خريده با آنكه بعيوب ما دانا بود اميد آنست كه از درگاه كرم خود رد نفرمايد شعر اميد كه از فضلت مردود نگردم من چون من به همه عيبى لطف تو خريدارم و ابو ذر نورجانى در اين باب فرموده شعر : تو بعلم ازل مرا ديدى ديدى آن گه بعيب بخريدى تو بعلم آن و من بعيب همان رد مكن آنچه خود پسنديدى و در حقيقة اين بيع و شرى و بيان آنكه خود را مشترى گفت و ما را بايع و نفس و مال را بذكر اختصاص داد و دل را در اينمبايعه داخل نگردانيدند مذكران و محققان را عبارات عجيب و اشارات غريب هست و آن را در كتاب اهل تحقيق و اصحاب تدقيق توان يافت و من اللَّه الاعانة و التوفيق و از آن جمله يكى از اكابر گفته كه بيع موقوفست بر بايع و مشترى و دلال و ثمن مشترى خداى غفار است و دلال محمد مختار صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و بايع بندهء مؤمن ديندار و ثمن دار القرار ( فنعم المشترى الرب الرحيم و نعم الدلال الرسول الكريم و نعم الثمن جنة النعيم ) حقتعالى در آيه ذكر كرده كه از بنده