الملا فتح الله الكاشاني

327

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه اگر واجب بودى آن را متعلق بمشيت نگردانيد آورده‌اند كه بنو عمرو بن عوف مسجد قبا را بنا كردند و رسول ( ص ) را آن جا طلبيدند تا يك روز نماز جماعت بگذارند بنو اغنم بن عوف كه بنى اعمام ايشان بودند و متسم بنفاق و عناد حسد برده در مقابل مسجد قبا مسجدى بنا كردند و گفتند ما در مسجد خود نماز بگذاريم و به جماعت محمد ( ص ) نرويم و گويند دوازده يا پانزده منافق چون ثعلبه بن خاطب و معتب بن بشير و نبتل بن حارث و وديعة بن ثابت و احزاب ايشان در صدد آن شدند كه در برابر مسجد قبا مسجدى بنا كنند به قصد آنكه چون ابو عامر راهب از شام مراجعت كند او را امام مسجد گردانيده نماز را با او اقتدا كنند و ابو عامر نيز به اين مضمون نامه بايشان نوشته بود از شام و او پدر حنظله بود كه او را غسيل الملائكه گفتند چه روز احد او را كشتند و در معركه وى را شسته يافتند و رسول را گفتند كه او را كه شسته فرمود من ديدم كه فرشتگان وى را غسل دادند با بريق زرين و بعد از آن به آسمان عروج كردند و ابن ابو عامر راهب از اشراف قبيلهء خزرج بود و در علم تورية و انجيل مهارتى تمام داشت و پيوسته نعت و صفت سيد عالم براى اهل مدينه ميخواند چون آن حضرت بمدينه هجرت كرد و اهل آن خطه شيفته جمال و كمال وى شدند از صحبت ابو عامر برميدند و كسى ديگر پيروى او نكرد ابو عامر را عرق حسد در حركت آمد بنفى آن حضرت مشغول شد و گفت اى محمد اين چه دينست كه احداث كردهء فرمود كه دين ابراهيم خليل است گفت نه چنين است رسول ص فرمود كه بل جئت بها بيضاء نفية ابو عامر گفت ( امات اللَّه من كاذب منا طريدا وحيدا غريبا ) خداى آن را كه دروغگو است از ما بميراناد در حالتى كه تنها مانده و غريب شده باشد رسول ( ص ) آمين كرد پس ابو عامر سوگند خورد كه تو با هر قومى كه كارزار كنى من با ايشان باشم و بعد از غزوه بدر از مدينه گريخته بكفار مكه پيوست و در حرب احد حاضر شده اول كسى كه تير بلشگرگاه اسلام انداخت وى بود و حضرت او را فاسق لقب نهاد و در حرب حنين نيز حاضر شد و از آنجا فرار نموده بنزد هرقل كه ملك روم بود رفت و ميخواست كه از روم لشگرى ساز كرده بجنگ مسلمانان آيد القصه ابو عامر نامه نوشت بمنافقان كه شما در مقابل مسجد قبا در محلهء خويش براى من مسجدى بسازيد كه چون بمدينه آيم آنجا بافادهء علوم اشتغال نمايم ايشان مسجدى ساختند و حضرت پيغمبر ( ص ) چون عازم غزوهء تبوك شد بانيان مسجد آمده گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) ما براى ضعيفان و بيچارگان در وقت سرما و گرما و بارندگى مسجدى ساخته‌ايم و التماس ميرود كه در آن مسجد نماز گذارى غرض ايشان آن بود كه بواسطهء نماز آن حضرت مهم خود را استحكامى دهند آن حضرت در جواب ايشان فرمود كه حاليا متوجه غزوه‌ايم و بر جناح سفر انشاء اللَّه بعد از مراجعت در مسجد شما نماز بگذاريم چون بوقت بازگشتن به منزل ذى اوان كه قريب بمدينه است رسيد اهل مسجد همان استدعا كردند جبرئيل