الملا فتح الله الكاشاني
3
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ المص ) * وجوه محتمله در حروف مقطعه در سورة البقره مذكور شد و اينجا باقوالى كه مخصوص باشد به اين مقام اقتصار ميرود پس بدانكه نزد علماء دين المص يا اسم سوره است و يا اسم قرآن يا هر حرفى از آن اشاره است به اسمى از اسماء الهى چون إله و ملك و لطيف و صبور يا هر حرفى كنايه است از صفتى چون اكرام و لطف و مجد و صدق با ايما است باسم المصور يا بعضى حروف دلالت بر اسماء دارد و بعضى بر افعال و تقدير چنين است كه ( انا اللَّه اعلم و افضل ) منم خدايى كه ميدانم همهء اشيا را و بيان ميكنم احكام شرع را و از همه داناترم و حق از باطل جدا ميكنم و گفتهاند كه انا اللَّه المجيد الصادق الوعد منم خداى بزرگوار راستكننده در وعده و بعضى از تفاسير آمده كه معنى اين است كه أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ و در تاويلات كاشفى مذكور است كه الف اشاره است بذات احدية و لام عبارت است از ذات با صفات علم و ميم كنايه از جامعيتى است كه آن را معنى محمدى گويند صلى اللَّه عليه و آله و صاد صورت محمديست ( ص ) و قول ابن عباس رضى اللَّه عنه كه صاد جبل بمكة عليه عرش الرحمن ايمايى به آن مىكند و در حقايق سلمى گويد كه الف ازل است و لام نهايت كه عبارتست از ابد و ميم ما بين ازل و ابد و صاد اشاره است باتصال هر متصل و انفصال هر منفصل و فى الحقيقه نه اتصال را مجال گنجايش نه انفصال را محل نمايش و نعم ما قيل فى هذا الباب اينچه را هست اى برون از فصل و وصل كاندرون نه فرع مىگنجد نه اصل نه معانى نه عبارت نه عيان نه حقايق نه اشارة نه بيان بر تر است از مدركات عقل و وهم لا جرم كم گشت در وى فكر فهم چون به كلى روى گفت و گوى نيست هيچكس را جز خموشى روى نيست * ( كِتابٌ ) * خبر مبتداء محذوفست يعنى اين كتابيست و يا خبر المص اگر مراد به آن سوره يا قرآن باشد يعنى اين سورة يا اين قرآن كتابيست * ( أُنْزِلَ إِلَيْكَ ) * فرو فرستاده شده بسوى تو * ( فَلا يَكُنْ ) * پس بايد كه نباشد * ( فِي صَدْرِكَ ) * در سينهء تو * ( حَرَجٌ مِنْه ) * تنگى از تبليغ آن يعنى دلتنك مشو از تبليغ آن و اندوهگين مباش از تكذيب مردم و نزد ابن عباس و مجاهد و سدى حرج بمعنى تنك است يعنى بايد كه در سينهء تو تنگى باشد از آنكه حقتعالى قوت دهد ترا در قيام نمودن به حق آن و ترا از ضرر و ايذاى قوم نگه دارد و فا احتمال عطف و جواب دارد كانه قيل ( اذا انزل اليك لتنذر فلا يخرج صدرك ) و قوله * ( لِتُنْذِرَ بِه ) *