الملا فتح الله الكاشاني
25
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
در آن * ( خالِصَةً ) * منصوب است بر حاليت يعنى جميع مستلذات طيبه مر اهل ايمان راست در حالتى كه خالص و بى شريك است يعنى شارك ايشان نباشد در آن غير ايشان * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز يعنى اگر كافران در طيبات شريك مؤمنانند در دنيا اما در آخرت مخصوص باهل ايمانست * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه تفصيل كرديم اين حكمها را * ( نُفَصِّلُ الآياتِ ) * تفصيل ميكنيم نشانهاى احكام ديگر يا دلايل توحيد مبين ميسازيم * ( لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * براى گروهى كه فهم دارند و ميدانند عياشى باسناد خود از ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده كه در وقتى امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه ابن عباس را نزد خوارج نهروان فرستاد تا ايشان را موعظه نموده از طريق مخالفت باز گرداند بافضل ثياب ملبس بود و با طيب طيب مطيب و بر افضل مراكب سوار و چون نزد خوارج آمد وى را گفتند كه تو بهترين مردمانى و آمدهء كه ما را نصيحت كنى چرا روزى لباس جبابره و بر جنس مراكب ايشان سوار شده ابن عباس در جواب ايشان اين آيه را تلاوت فرمود كه * ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه الَّتِي ) * الى آخر الايه و بعد از آن گفت ( فالبسوا و تجملوا فان اللَّه جميل يحب الجمال ) و ليكن ( لكن الحلال ) پس متلبس و متجمل شويد كه حقتعالى نيكو است و چيز نيكو دوست ميدارد اما بايد كه آن جنس حلال باشد و بعد از بيان چيزهايى كه در عقل و شرع حلال بود جهة رد اعتقادات فاسدهء اهل شرك كه تحريم او كرده بودند بر خود توبيخ ايشان مىكند بتحليل محرماتى كه بعضى در عقل محرمند و برخى در شرع تا باز نمايد كه ايشان در تحليل حرام و تحريم حلال مخطىاند پس ميفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله باهل شرك كه * ( إِنَّما حَرَّمَ ) * جز اين نيست كه حرام كرده است * ( رَبِّيَ ) * آفريدگار * ( الْفَواحِشَ ) * آن چيزهايى كه متصفاند بتزايد قبح از گناهان كبيره و گويند مراد هر چيزيست كه متعلق است بفروج * ( ما ظَهَرَ مِنْها ) * آنچه پيدا و آشكار است از آن * ( وَما بَطَنَ ) * و آنچه نهانست وجوه معنى اين در سورة الانعام گذشت و مرويست كه اهل جاهليت زنان را در روز كه مظان ظهور و نشو آنست حرام دانستندى و در شب كه مظنه خفاى در آنست حلال دانستندى حقتعالى در اين آيه فواحش ظاهر و نهان را حرام گردانيد * ( وَالإِثْمَ ) * و نيز حرام گردانيد گناهى را كه بر آن حدى مقرر نيست چون صغاير و گويند مراد هر چيزى است كه موجب اثم باشد پس اين تعميم بعد از تخصيص است و نزد بعضى مراد شرت خمر است كقوله ( شربت الاثم حتى صد عقلى كذاك الاثم يذهب بالعقول ) پس تخصيص بعد