الملا فتح الله الكاشاني

24

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بعضى و در لباس مرد شرط است كه حرير محض و طلا نباشد و قوله * ( عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ) * اى كل صلاة و اين تسميهء حالست اسم محل و اينكه از صادق عليه السلام مروى است و هو استجاب لبس اجمل - الثياب فى الجمع و الاعيار دلالت مىكند باستجاب تحسن در صلاة نه تخشن مگر در صورتى كه خشن شعار باشد يعنى در زير ثوب خشن باشد هم چنان كه امام رضا صلوات اللَّه عليه خز را بالاى جامهء پشمينه ميپوشيد و قصهء او با جهله صوفيه مشهور است و بنا بر صحت روايت اينكه آيهء * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا ) * براى بنو عامر نازل شده كه در ايام حج طعام نميخوردند مگر به قدر سد رمق خصوص سبب مخصص عام نميشود چنان كه در اصول مبين شده پس آيه عام باشد در امر باكل و شرب و عدم اسراف و از على بن ابراهيم واقدى نقل است كه گفته ( قد جمع اللَّه الطب فى آية فقال * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا ) * ) و به صحت پيوسته كه هارون الرشيد طبيبى حاذق داشت ترسانام او ( بختيشوع ) على واقدى را گفت كه در كتاب شما چيزى از علم طب هست واقدى گفت بلى حقتعالى جملهء طب در نيم آيه جمع فرموده و هو قوله * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا ) * گفت از پيغمبر شما چيزى در اين باب واقع شده گفت بلى جملهء طب را در كلمهء چند جمع فرموده و گفته معدة بيت الداء و الحمية رأس كل دواء واعظ كل نفس ما عودته معده خانهء رنجها است و پرهيز كردن سر همهء دواها است و هر نفس را آن قدر بايد داد كه عادة كرده باشد بختيشوع گفت ما ترك كتابكم و لا بينكم لجالينوس طبا كتاب شما و پيغمبر شما هيچ در طب فرو گذاشت نكرده و از براى جالينوس چيزى نگذاشته آورده‌اند كه عرب چون به حج و عمره رفتندى گوشت و شير و پيه بر خود حرام كردندى حقتعالى از اين نهى فرموده بقوله * ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ ) * بگو كه حرام كرده است * ( زِينَةَ اللَّه ) * آرايشى كه خدا مقرر كرده يعنى جامهاى متنوع و ساير ما يجتمع * ( الَّتِي ) * آن زينتى كه بمحض قدرت * ( أَخْرَجَ ) * بيرون آورده * ( لِعِبادِه ) * براى بندگان خود از نباتات مانند پنبه و كتان و از حيوانات چون پشم و حرير و از معادن چون ذره و خود * ( وَالطَّيِّباتِ ) * و ديگر كه حرام كرده است پاكيزه ها * ( مِنَ الرِّزْقِ ) * از روزى يعنى مستلذات ما كل و مشارب و از لحوم و رسوم و البان يا حلالات ان چون بحيره و سايبه و حوام و درين دليل است بر آنكه اصل در مطاعم و ملابس و انواع تجملات اباحه است زيرا كه استفهام در معنى انكار است * ( قُلْ هِيَ ) * بگو آن زينت و طيبات * ( لِلَّذِينَ آمَنُوا ) * براى كسانيست كه ايمان آورده‌اند يعنى باصالت براى مؤمنان است * ( فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * در زندگانى دنيا اما كفار و فجار به تبعيت شريك مؤمنانند