الملا فتح الله الكاشاني
23
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
محترم باشد يا نه حتى از خود و آن در حالت نماز است و طواف و عورت مرد قبل و دبر است نزد اكثر علما و اينكه بعضى از ما بين سرة و ركبه گرفتهاند قوليست مرجوح و اما عورت زن جميع بدن او است ما عداى وجه و كفين و قدمين و ابن عباس فرموده كه إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها مراد وجه است و كفين و قسمتى ديگر آنست كه واجب باشد از ناظر محترم غير مكفوف بعمى و غير آن زيرا كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله لعن كرده ( ناظر و منظور اليه ) را قسم سيم ستر سنت است مطلقا اگر چه در خلوت باشد چهارم آنكه پوشيدن آن به قصد تجمل باشد مطلقا ميان مردمان چه حقتعالى فرموده است كه دوست دارم كه آثار نعم خود را بر بنده خود بينم و مرويست كه امام زين العابدين عليه السّلام جامهء در صيف ميپوشيد كه قيمت آن پانصد درهم نقره بود و امام حسن عليه السّلام در روز قتل جامهء خز در بر داشت و صادق صلوات اللَّه عليه نيز جامهء خز ميپوشيد و بعد از بيان لباس در اما كل و شرب ميفرمايد * ( وَكُلُوا ) * و بخوريد يعنى در ايام احرام و غير آن گوشت و چربى و غيرهما از مأكولات اكل نمائيد * ( وَاشْرَبُوا ) * و بياشاميد شير و ساير مشروبات را * ( وَلا تُسْرِفُوا ) * و از حد در مگذريد بتحريم حلال يا بافراط طعام و شير در خوردن آن * ( إِنَّه ) * بدرستى كه حقتعالى * ( لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) * دوست نميدارد اسراف كنندگان را يعنى آنها كه زياده از سيرى خورند از ابن عباس منقولست كه هر چه خواهيد بخوريد و هر چه خواهيد در پوشيد ما دام كه در خوردن اسراف نبود و پوشيدن لباس تكبر اسراف باشد و اگر به وزن كوه احد زر را در طاعت خدا صرف كند اسراف نباشد و اگر درهمى در معصيت خرج كنند اسراف بود اكثر بر انند كه مراد باسراف در اينمقام خوردن و آشاميدن بر سيرى است چه آن در مظان مضرت است و در كنز مذكور است كه در آيه چند حكمست يكى آنكه ستر واجب است بصريح امر و امر براى وجوب است دويم آنكه اختلاف است در آنكه ستر شرط است در صحت با امكان مطلقا يا مقيد است به حال عمد شيخ طوسى و ابن سعيد بر ثانى اند و ابن جنيد بر اول و اين اقوى است و فايده ظاهر مىشود در ناسى و غير عالم بكشف ابن جنيد اعاده را واجب مىداند بر اين هر دو در وقت خاصة و حق وجوب آنست مطلقا زيرا كه اخلالى كه واجب باشد مطلقا مبطل است مانند طهارت سيم نماز ساقط نمىشود با عدم ساتر بلكه واجب است و اگر آهن شود از مطلعى ايستاده نماز گذارد و از براى ركوع و سجود ايما كند و با عدم آن نشسته ايما كند چهارم واجب است خريدن ساتر يا استجار آن و تقديم ثمن آن بر ثمن آب اگر تعارض كنند زيرا كه آب را بدل هست و همچنين واجب است قبول اعاده و هبهء آن نه قبول هبهء ثمن آن پنجم واجب است كه آن از غير ميته باشد و نه جلد غير ماكول اللحم و نه صوف و شعر و بر آن مطلقا مگر خز باجماع و سنجاب نزد