الملا فتح الله الكاشاني

214

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

عقبة بن عامر رضى اللَّه عنه گفته كه شنيدم از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كه بر منبر ميفرمود كه الا ان القوة الرمى تير انداختن قوت است و اين كلمه را سه بار تكرار فرمود و مىشايد كه تخصيص قوة حضرت را بذكر جهت آن باشد كه تير و كمان اقواى سلاح است شيخ ابو القاسم نصر آبادى گفته كه در اين آيه مفسران گفته‌اند كه قوة بمعنى رمى است بلى همچنين باشد اما رمى بر سه گونه است رمى ظاهر به تير و كمان و رمى باطن به تير آه سحرگاهى و در صبحگاهى از كمان خضوع و رمى سهام حظوظ از دل و توجه به حق و فراغت از ما سوى ابو على رودبارى گفته كه قوت اعتماد است بر حمايت حق و واثق بودن بعنايت حق و گفته‌اند مراد از قوت اتفاق كلمه است و اعتماد به خدا و رغبت در ثواب او و نزد بعضى ديگر بمعنى حصار است پس ميفرمايد كه آماده سازيد قلعه ها را جهت دفع كفار * ( وَمِنْ رِباطِ الْخَيْلِ ) * و ديگر آماده سازيد اسبان بسته در انوار گفته كه رباط اسم خيلى است كه آن را بسته باشند در راه خدا پس اين فعال است بمعنى مفعول يا مصدر است كه مسمى بشدت است يقال ( ربط ربطا و رباطا و رابط مرابطة و رباطا ) يا جمع ربيط است چون فصيل و فصال حاصل كه خداى تعالى ميفرمايد كه آماده سازيد اسبان بسته براى جهاد كه * ( تُرْهِبُونَ بِه ) * بترسانيد بر اين استعداد * ( عَدُوَّ اللَّه ) * دشمن خداى را * ( وَعَدُوَّكُمْ ) * و دشمن خود را كه كفار مكه‌اند * ( وَآخَرِينَ ) * و ديگر بترسانيد با اسب و سلاح كافران ديگر * ( مِنْ دُونِهِمْ ) * غير از كافران مكه كه * ( لا تَعْلَمُونَهُمُ ) * شما نه ميدانيد ايشان را * ( اللَّه يَعْلَمُهُمْ ) * خدا ميداند ايشان را و ايشان بقول مفسران يهود بنى قريظه‌اند و يا فرس و يا جميع دشمنان دين و يا منافقان كه نماز ميگذارند و روزه ميدارند و كلمتين شهادتين ميگويند اما خداى باطن ايشان را ميداند چه وى مطلع است بر سراير و ضماير و نزد طبرى جنيانند و در مدارك آورده كه كفرهء جن از صهيل اسبان ميترسند * ( وَما تُنْفِقُوا ) * و آنچه نفقه ميكنيد * ( مِنْ شَيْءٍ ) * از چيزى كه داريد * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا يعنى در تربيت سلاح و نفقه اسب * ( يُوَفَّ إِلَيْكُمْ ) * تمام كرده خواهد شد بشما جزاى آن * ( وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ) * و شما ستم ديده نخواهيد شد بنقض ثواب و تضييع عمل * ( وَإِنْ جَنَحُوا ) * و اگر ميل كنند كافران و مشركان * ( لِلسَّلْمِ ) * به صلح و استسلام * ( فَاجْنَحْ لَها ) * پس تو هم ميل كن بمصالحه * ( وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه ) * و توكل كن بر خداى يعنى مترس از آنكه بمكر و حيله طرح صلح افكنده باشند چه خدا عاصم شماست از مكر ايشان جناح بمعنى ميل است و جناح طير از اين مأخوذ است و تعدى آن بلام است و الى و ضمير لها به جهت آنست كه سلم بمعنى مسالمه و مصالحه است * ( إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ ) * بدرستى كه خدا شنوا