الملا فتح الله الكاشاني
215
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
است مر اقوال ايشان را * ( الْعَلِيمُ ) * دانا است بنيات ايشان بدروغ و راست پس اگر در مقام مكر باشند تو را نگاه دارد و و بال مكر را بايشان رساند و بدانكه فاجنح اگر چه بر طريق طلاقست اما مخصص است بمصلحت پيغمبر ( ص ) يا امام چه اگر مصلحت در خلاف صلح باشد صلح نكند و دليل بر اين اجماع اهل البيت است صلوات اللَّه عليهم و نزد بعضى از مفسران اين آيه منسوخ است بقوله فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ و بقوله ( فاقتلوا الذين لا يؤمنون باللَّه ) اين قول قتاده و حسن است و نزد غير ايشان منسوخ نيست زيرا كه اين آيه در مهادنه اهل كتابست و آيهء ديگر دربارهء عبدهء اوثان و قول صحيح اينست زيرا كه قوله فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ و قاتلوا الذين هر دو در سنه تسع من الهجرة نازل شد و پيغمبر ( ص ) بعد از آن باهل نجران مصالحه فرمود پس بينهما تنافى نباشد و در كنز العرفان مذكور است كه حق عدم نسخ اين آيه است به جهت تعلق صلح براى امام و بحسب مصالح متجدده و اينكه حضرت رسالت ( ص ) بعد از نزول اين آيه صلح فرمود با اهل نجران به دو هزار حله كه هزار در ماه صفر بدهند و هزار ديگر در ماه رجب شاهد اينست و ببايد دانست كه صلح كه آن را هدنه گويند جايز است شرعا زيرا كه پيغمبر ( ص ) مصالحه فرمود با اهل مكه در عام حديبية و كانه آيه مذكوره اشاره باينست و صلح مشروطست بر عامهء مصلحت اهل اسلام و گاهست واجب مىشود به جهت قلت مسلمانان يا رجاى اسلام جماعتى از كفار در وقت ترك مقاتله ايشان يا به جهت حصول استطاعت و اگر حاجتى و مصلحتى و ضرورتى نباشد جايز نيست تا حصول يكى از امور و اقل زمان صلح چهار ماهست بقوله فَسِيحُوا فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ و در ظرف كثرت زياده بر يك سال جايز نيست و در ما بين اربعه و سنه خلافست اقرب اعتبار صلح است و لا بد است در صلح از تعيين مدت پس اگر مدت صلح مجهول باشد صحيح نباشد و واجب است وفا بهدنه صحيحه و نقض آن جايز نيست مگر بانقضاى مدت يا ظهور خيانت از كفار و اگر خيانت ايشان معلوم يا مظنون شود جايز است نبذ عهد بايشان و انذار ايشان و با تهمت جايز نيست و همچنين واجب است وفا به شرط صحيحه و اگر فاسد باشد جايز نيست و اغتيال حرام است مگر بعد از انذار * ( وَإِنْ يُرِيدُوا ) * و اگر خواهند * ( أَنْ يَخْدَعُوكَ ) * آنكه بفريبند تو را و به صلح خود را از چنگ شما باز دارند * ( فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّه ) * پس بدرستى كه پسنده است تو را خدا چه او محسب و كافى است اولياى خود را * ( هُوَ الَّذِي ) * او است آنكه * ( أَيَّدَكَ بِنَصْرِه ) * قوت داد تو را به يارى كردن خود و فرستادن فرشتگان * ( وَبِالْمُؤْمِنِينَ ) * و بهمهء مؤمنان و نزد اكثر مفسران و سدى مراد انصارند كه اوس و خزرجاند و اين از ابى جعفر صلوات اللَّه عليه نيز روايت است * ( وَأَلَّفَ ) * و الفت انداخت و پيوند افكند بدرستى * ( بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ) * ميان