الملا فتح الله الكاشاني
210
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شد و او را مىسوخت جواب لو محذوفست به جهت تقطيع و امر تهويل آن يعنى اگر اينحالت را مشاهده ميكردى هر آينه ميديدى امرى منكر و كارى پرهول و مرويست كه شخصى پيغمبر را صلى اللَّه عليه و آله گفت كه يا رسول اللَّه من پشت ابو جهل را ديدم كه مانند شراك شده بود فرمود كه ذاك ضرب الملائكة مجاهد نقل كرده كه مردى رسول ( ص ) را گفت كه من حمله كردم بر يكى از مشركان و هنوز شمشير من به او نرسيده بود كه سر او پران شد فرمود كه سبقتك الملائكة و ديگر ملائكه گفتند كه * ( ذلِكَ ) * اين ضرب يا عذاب * ( بِما قَدَّمَتْ ) * بسبب آن عملها است كه از پيش فرستاده بود * ( أَيْدِيكُمْ ) * دستهاى شما از شرك و ساير معاصى كه از جملهء آن ترك هجرت شما بود از مكه و اضافه اعمال بيد جهت آنست كه صدور اكثر ذنب ازيد است * ( وَأَنَّ اللَّه ) * و بسبب آنكه خداى * ( لَيْسَ بِظَلَّامٍ ) * نيست ستم كننده * ( لِلْعَبِيدِ ) * مر بندگان را كه ايشان را بيجرم و استحقاق مؤاخذه كند پس تعذيب كفار عين عدل باشد و ذكر ظلام كه از براى تكثير است به جهت عبيد است كه بصيغهء جمع است يعنى تكثير آن باعتبار كثرت افراد عبيد است و يا ايما است به آنكه اعظم عذاب بر وجهى است كه اگر نه به جهت استحقاق مىبود معذب آن بليغ الظلم مىبود و در آيه دلالت واضحه است بر بطلان مذهب مجبره در آنكه حقتعالى خلق كفر مىكند در بنده و بعد از آن او را بر آن عذاب مىكند و در آنكه جايز است كه حقتعالى عذاب كند بيد نبى و مؤاخذه كند بذنب غير زيرا كه اين غايت ظلم است و حقتعالى در اين آيه مبالغه فرموده است در نفى ظلم از خود بقوله * ( لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) * چه اين عطف است بر ما قدمت و محصل معنى آنست كه حقتعالى عذاب مشركان فرمود بد و سبب يكى سبب كفر ايشان و ديگرى سبب آنكه ظلم بر بندگان نميكند چه هم چنان كه اثابت مؤمنان از عدل است تعذيب كافران نيز از عدل است بعد از آن بر وجه تسليهء حضرت خاطر سيد كاينات صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم بيان حال كفار مىكند به حال كفر كه قبل از ايشان تكذيب رسول خود كردند و ميفرمايد كه اى محمد ( ص ) عادت مشركان قريش با تو * ( كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ ) * همچون عادت متابعان فرعونست با حضرت موسى ع * ( وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * و مانند عادت آنها كه پيش از فرعونيان بودند يعنى عاد و ثمود با پيغمبران خود داب بمعنى دوام است مأخوذ از داب يداب اذا دام عليه يعنى دوام عمل و طريقهء ايشان چون دوام عمل و طريقهء امم سابقهء مكذبه است و قوله * ( كَفَرُوا بِآياتِ اللَّه ) * تفسير داب ايشان است يعنى دوام عمل و طريقهء ايشان آن بود كه كافر شده بودند بنشانهاى خداى تعالى يعنى بدلايل واضحه كه بر توحيد خود نصب كرده بود يا به معجزات انبياى خود * ( فَأَخَذَهُمُ اللَّه ) * پس بگرفت