الملا فتح الله الكاشاني
184
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ) * با مؤمنان نيكوكار است بنصرت و معاونت و حفص بفتح ان ميخواند بتقدير لام علت اى لان اللَّه يعنى به جهت آنكه خداى يار محسنانست نه عاصيان كفار را نصرت ندهد اگر چه در عدد و عدد بسيار باشند و گويند خطاب هدايت با اصحاب رسولست كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را گفتند يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم براى ما از خدا طلب فتح كن روى مبارك آن حضرت بر افروخت و فرمود آنان كه پيش از اين بودند از كفار انواع عذاب و اذيت ميكشيدند و اعضاى ايشان را ذره ذره ميكردند از دين خود برنگشتند تا ببركت صبر و شكيبايى بر اين اذيت و تحمل و اين نوع مشقت چنان شدند كه سوارى تنها از صنعا بحضرموت آمدى و از كسى نترسيدى مگر از خداى و گوسفند از گوسفند نرميدى و شما تعجيل فتح و نصرت ميكنيد اگر شما نيز مثل ايشان باشيد عاقبت كار شما چنان شود و حقتعالى اين آيه فرستاد كه اى مؤمنان اگر طلب نصرت كرديد پس بتحقيق كه نصرت بشما آمد و اگر باز ايستيد از تكاسل در قتال و يا از مخالفت با رسول صلَّى اللَّه عليه و آله در باب غنايم و اسارى پس آن بهتر است مر شما را و اگر با زبان عود كنيد عود كنيم بر شما بانكار و تهيج عدو و كثرت شما بشما فايده نرساند زيرا كه نصرت خدا با شما نباشد زيرا كه نصرت او با كسانيست كه كاملانند در ايمان و مؤيد اينست قوله تعالى * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويدهايد * ( أَطِيعُوا اللَّه ) * فرمان بريد خداى را * ( وَرَسُولَه ) * و فرستادهء او را * ( وَلا تَوَلَّوْا ) * و بر مگرديد و اعراض مكنيد * ( عَنْه ) * از امر او كه مدلول عليه است بطاعت يا از جهاد روى مگردانيد چه مراد امر است بطاعت او و رسول او صلَّى اللَّه عليه و آله و نهى از مخالفت او و ذكر طاعت حق تنبيه است بر آنكه طاعت حقتعالى مقرونست بطاعت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله لقوله مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه پس از امر رسول سرمتابيد * ( وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ ) * و حال آنكه شما مىشنويد كه من ميگويم كه او پيغمبر منست يا ميشنويد مواعظ و اوامر و نواهى قرآن را * ( وَلا تَكُونُوا ) * و مباشيد * ( كَالَّذِينَ ) * مانند آنان كه * ( قالُوا سَمِعْنا ) * گفتند شنوديم قرآن را بحسب لفظ نه بر وجه عمل مراد كفرهاند و منافقان كه دعواى استماع قرآن كردند * ( وَهُمْ ) * و حال آنكه ايشان * ( لا يَسْمَعُونَ ) * نميشنوند شنودنى كه به آن منتفع شوند پس گوييا كه نميشنوند و نزد ابن عباس و حسن مراد يهوداند از قبيله قريظه و بنى النضير و ترسايان كه ميگفتند آيات كتاب خدا را ميشنويم و حال آنكه بسمع قبول نميشنودند تخصيص ذكر خطاب بمؤمنان با آنكه كفار نيز به آن مامورند به جهت انتفاع ايشان است به آن و اعراض كفار از آن و لهذا در عقب آن مذمت ايشان ميفرمايد بقوله * ( إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ ) * بدرستى كه بدترين جنبندگان در روى زمين