الملا فتح الله الكاشاني
185
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خداى يعنى در حكم او * ( الصُّمُّ ) * كرانند از شنواى حق * ( الْبُكْمُ ) * گنگانند از گفتن حق * ( الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ) * كه درنمىيابند حق را يعنى خود را بر آن نميدارند تا تدبر در آن كرده مهتدى شوند و بدترين بهايم جهت آنند كه از خرد كه سبب تفضيل انسانست بر ساير حيوانات روى بر تافتهاند و بجانب متابعت طبع و نفس شتافته و در تبيان آورده كه مراد از اين قوم نفرىاند از بنى عبد الدار كه مىگفتند ( نحن صم بكم عما جاءنا محمد ) صلَّى اللَّه عليه و آله كه از ايشان جز دو كس ايمان نياوردند مصعب بن عمير و ابن حرمله و اين مروى است از ابى جعفر عليه السّلام * ( وَلَوْ عَلِمَ اللَّه ) * و اگر دانستى خداى * ( فِيهِمْ خَيْراً ) * در ايشان خيرى و نيكويى كه انتفاع است بآيات قرآنى و قبول هدايت و اقبال بر طلب حق يعنى اگر دانستى كه در ايشان خيرى هست * ( لأَسْمَعَهُمْ ) * هر آينه شنوانيدى ايشان را يعنى لطف كردى و توفيق ارزانى فرمودى تا شنودندى آن را بر وجه اختيار چنان كه مؤمنان ميشنوند و به آن منتفع ميشوند و ليكن ايشان اختيار كردند اصرار بر كفر را به جهت آن حقتعالى تخليهء ايشان كرد و فرو گذاشت * ( وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ ) * و اگر شنوانيدى ايشان را بوسيلهء لطف * ( لَتَوَلَّوْا ) * هر آينه برگشتندى از آن * ( وَهُمْ مُعْرِضُونَ ) * در حالتى كه ايشان اعراضكننده گان باشند از قبول حق پس چون كه لطف فايده بايشان نميرساند ما ايشان را خذلان كرديم و تخليه نموديم و قولى آنست كه كفار مكه گفتند اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله براى ما زنده گردان قصى بن كلاب را كه مردى مبارك بود و سالهاى نامتناهى است كه فوت شده تا بر صدق تو گواهى دهد و به تو ايمان آورد و به جهت آن صدق قول تو بر ما ظاهر شود و به تو بگرويم حق تعالى ميفرمايد كه اگر خداى ايشان را كلام قصى بشنواند هم ايمان نيارند و در آيه دلالت است كه حق تعالى منع لطف نميكند از مكلفان و عدم لطف او نسبت به كسى است كه دانسته باشد كه منتفع به آن نشود و بعد از آن مردمان را امر ميفرمايد كه اطاعت رسول نمايند و ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويدهايد * ( اسْتَجِيبُوا لِلَّه ) * اجابت كنيد مر خداى را * ( وَلِلرَّسُولِ ) * و مر فرستادهء او را بطاعت و انقياد اوامر و نواهى * ( إِذا دَعاكُمْ ) * چون بخواند رسول او شما را توحيد ضمير جهت آنست كه اطاعت خدا همان اطاعت رسول او است و عكس ديگر آنكه دعوت خدا شنيده مىشود از رسول در انوار و غيره نقل كردهاند كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله روزى بر اعرابى بگذشت و او در نماز بود حضرت او را آواز داد وى بتعجيل نماز تمام كرده به خدمت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شتافت و گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله لبيك حضرت فرمود كه ما منعك عن اجابتى چه تو را منع كرد از اجابت من گفت در نماز بودم فرمود ( الم تخبر فيما اوحى الى اى استجيبوا اللَّه