الملا فتح الله الكاشاني

148

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

با صفات و گويند مراد به آن نود و نه نام است كه خبر ( ان اللَّه تسعة و تسعين اسما مائة الا واحدة من احصاها دخل الجنة انه وتر يحب الوتر ) در آن باب وارد شده و يا آنكه مراد هزار و يك نام او سبحانه است كه متلقىاند از شارع صلَّى اللَّه عليه و آله و معانى بعضى راجع است با صفات ذاتيهء او سبحانه چون إله و قادر و عالم وحى و سميع و بصير و بعضى با صفات فعل چون خالق و رازق و بارى و مصور و مبدى و معيد و مبدع و محيى و مميت و بعضى مفيد تمجيد و تقديساند چون قدوس و سبوح و سلام و غنى و واحد و غير آن و گفته‌اند كه مراد بحسنى اسمايىاند كه نفوس ما مايل باشند بذكر آن و آن هر اسمى است كه متضمن رحمت عفو باشد نه سخط و نقمت و در زاد المسير آورده كه سبب نزول اين آيه آن بود كه مردى خداى را باسم اللَّه ياد كرد و باسم رحمن نيز او را بخواند ابو جهل گفت نه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ميگويد و اصحاب او هم كه ما يك خداى را ميپرستيم پس اين مرد چرا دو خدا ميخواند اين آيه نازل شد كه اسماى الهى بسياراند و همه نيكو است پس او را به آن اسما بخوانيد صاحب كشاف گفته كه خداى را صفاتى نيكو است چون عدل و احسان و خير و رحمة و عدم مثليت و امثال آن پس او را بدان صفات بستائيد و گفته‌اند معنى آنست كه متخلق شويد باخلاق ربانى و متصف شويد بصفات يزدانى * ( وَذَرُوا الَّذِينَ ) * و بگذاريد متابعت آنها را كه از روى ضلالت و جهالت * ( يُلْحِدُونَ ) * ميل ميكنند بكجى * ( فِي أَسْمائِه ) * در نامهاى او يعنى تسميه ميكنند حقتعالى را باسمايى كه اذن شرع بدان تعلق نگرفته چنان كه اعراب حق را يا ( ابا المكارم يا ابيض الوجه ) ميگفتند و نصارى يا ابا المسيح و حكما علة اولى ميخوانند و گفته‌اند كه الحاد اشتقاق اسماء بتان بود از اسماى الهى چون لات از إله و عزى از عزيز و منات از منان و يا معنى آنست كه مبالات مكنيد با به كار ايشان از آنچه حق تعالى ذات خود را به آن تسميه فرمود چه ايشان مىگفتند كه ( ما نعرف الا رحمن اليمامة ) يا اعراض كنيد از ايشان كه حقتعالى مجازى ايشان است كما قال * ( سَيُجْزَوْنَ ) * زود باشد كه جزا داده شوند ملحدان * ( ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * بجزاى آنچه هستند كه عمل ميكنند و چون ذكر جمعى كرد كه عاقبت كارشان منتهى به آتش دوزخست در عقب آن ذكر اهل بهشت ميفرمايد بقوله * ( وَمِمَّنْ خَلَقْنا ) * و از آنها كه آفريده‌ايم * ( أُمَّةٌ ) * گروهىاند كه ايشان * ( يَهْدُونَ بِالْحَقِّ ) * راه مينمايند مردمان را به حق كه دين اسلام است و احكام آن * ( وَبِه يَعْدِلُونَ ) * و به حق عدول ميكنند در حدود آن ابن جريح روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله اين آيه تلاوت فرمود و گفت اين آيه در حق امت من است كه به حق گيرند به حق دهند و به حق