الملا فتح الله الكاشاني

132

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در آمدى ماهيان بسيار ظاهر شدندى به روى آب و بازى كردندى و چون شنبه بگذشتى برفتندى و تا شنبهء ديگر كسى ماهى نديدى * ( كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ ) * همچنين مىازمائيم ايشان را يعنى معاملهء آزمايندگان ميكنيم * ( بِما كانُوا ) * به آنچه بودند كه از سر جهل * ( يَفْسُقُونَ ) * بيرون ميرفتند از دايره فرمان آورده‌اند كه چون اهل ايله ماهيان بسيار بر سر آب ميديدند هر يك مقدار گوسفندى و صيد كردن آن بر ايشان مشكل بود به جهت نهى آن و در روزهاى ديگر يك ماهى نميديدند و صبر كردن بر اين صيد بغايت دشوار بود بر ايشان پس بانواع حيل و تدابير تمسك جستند و در طلب چاره آن كار بودند آخر الامر بوسوسه شيطانى و تلبيس ابليس راى ايشان بر اين قرار گرفت كه حوضها را ساختند از دريا بيرون و بر آن حوض ها جويها قرار دادند و روز شنبه كه زمان ظهور ماهيان بود ايشان را بدان حوضها راندندى و دامها در پيش راه ايشان نصب كردندى تا ماهيان آنجا بماندندى و گويند كه مجارىاى را مسدود ساختندى تا ماهيان به دريا نتوانند رفت و روز يكشنبه بگرفتندى چون چند نوبة اين عمل كردند و آثار عذاب نازل نشده دلير شده از سر تعظيم سبت بگذشتند و از ابن زيد روايت است كه در اول حال مردى بيامد و روز شنبه يك ماهى بگرفت و ريسمان دراز بر دنبال او بست و در كنار دريا ميخ فرو كوفت و ريسمان در آن بند كرد و ماهى را در آب رها كرد روز يكشنبه بيامد و آن ماهى را بگرفت و بريان كرد و همسايه وى بوى ماهى شنيد در سراى وى رفت و آن ماهى را بديد دلتنك شد و گفت اى مرد چرا كارى چنين كردى و از خدا نترسيدى كه تعجيل عذاب كند پس او را وعظ گفت و بترسانيد مرد خائف گشت و يك دو روز منتظر عذاب بود چون عذاب نازل نشد دلير گشت شنبه ديگر دو ماهى بگرفت و به خانه آورد بر آن وجه كه اول گرفته بود و چون عذاب نازل نشد مردمان ديگر دلير شدند و مرتكب اين امر شدند و مالهاى بسيار از اين ممر جمع كردند و نزد بعضى آنست كه در روز شنبه دام را بر دريا مىافكندند و ماهيان در دام مىافتادند و آن را چنان ميگذاشتند تا روز يكشنبه مىگرفتند و چون از ايشان مكرر اين صورت واقع شد و اثر عذاب را نديدند به آن عمل دلير شدند و در آن شهر دوازده هزار و بروايتى هفتاد هزار مرد بودند بسه فرقه شدند قومى مباشران فعل بودند و گروهى نهى ميكردند و جمعى نه ماهى ميگرفتند و نه نهى ميكردند و فرقهء ناهيه را نيز ملامت ميكردند حق تعالى از اين خبر ميدهد كه * ( وَإِذْ قالَتْ ) * عطف است بر اذ يعدون يعنى بپرس اى محمد ( ص ) يهود را از خبر اهل ديه چون گفتند * ( أُمَّةٌ مِنْهُمْ ) * گروهى از اهل ايله كه متوقف بودند در نهى و گروه ناهيه را نهى ميكردند و ملامت مينمودند * ( لِمَ تَعِظُونَ ) * چرا پند نميدهيد * ( قَوْماً ) * گروهى را كه بى شبهه * ( اللَّه مُهْلِكُهُمْ ) * خداى هلاك كنندهء ايشانست بنا فرمانى