الملا فتح الله الكاشاني

127

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مجروحش كنند امر بمعروف و نهى از منكر كند و هم در تورية است كه زود باشد كه پيغمبرى در ميان امتى مبعوث سازم و او را بر ايشان غالب گردانم و مظفر و منصور سازم مانند تو كه موسايى و كلام خود را در دهن او نهم بهر چه او را وصيت كنم بپذيرد بر او بركت كنم و او را براى امت عظيم القدر باز پس داشته‌ام و چون حقتعالى بيان صفات جليله و نعوت جميله حضرت نبوى كرد و اهل كتاب را اعلام نمود كه نعوت او در تورية و انجيل مذكور است تا صدق نبوت او بر ايشان روشن شود در عقب آن آن حضرت را ميفرمايد كه جميع اهل عرب و عجم را خطاب كن و در ميان ايشان صلاى عام در ده و * ( قُلْ ) * بگو كه * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى مردمان * ( إِنِّي رَسُولُ اللَّه ) * بدرستى كه من فرستادهء خدايم * ( إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ) * بسوى همهء شما نه ببعضى دون بعضى چنان كه رسل ديگر بودند جميعا حالست از اليكم و قوله * ( الَّذِي لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * صفت اللَّه است يعنى آن خدايى كه مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها و بيد قدرت او است تدبير و تصرف در آن * ( لا إِله ) * هيچ معبودى مستحق عبادت نيست * ( إِلَّا هُوَ ) * مگر او * ( يُحيِي وَيُمِيتُ ) * زنده ميگرداند و مىميراند و در انوار گفته كه اسم مؤل صفت اللَّه است اگر چه فاصله شده ميان موصوف و صفت به آنچه متعلق است بمضاف اليه زيرا كه موصوف در حكم مقدم است و يا آنكه موصول منصوب يا مرفوعست بر مدح و يا آنكه مبتداست و خبر آن لا إله الا هو است و اين كلمهء توحيد بر وجوه اول بيان ما قبل خود است چه هر كه مالك و عالم باشد پس او إله بوده باشد نه غير او و قوله * ( يُحيِي وَيُمِيتُ ) * به جهت مزيت تقرير است براى اختصاص او بالوهيت پس ملخص معنى آنست كه اى محمد ( ص ) بمردمان بگو كه چون من رسول آن خدايم كه متصف به اين صفت كمال است و واحد بالذات * ( فَآمِنُوا بِاللَّه ) * پس ايمان آريد به آن خدايى كه صفت او شنوديد * ( وَرَسُولِه ) * و بگرويد بفرستاده او * ( النَّبِيِّ الأُمِّيِّ ) * پيغمبر امى * ( الَّذِي يُؤْمِنُ ) * آن پيغمبرى كه ايمان دارد * ( بِاللَّه ) * بوحدانيت خداى * ( وَكَلِماتِه ) * و بسخنان فرستادهء او يعنى به آنچه نازل شده بر او و بر ساير رسل از كتب و وحى و عدول از تكلم بغيبت به جهت اجراى اين صفات است كه داعى ايمانست به او و اتباع او بر آن * ( وَاتَّبِعُوه ) * و پيروى كنيد اين پيغمبر را و فرمان بردارى نمائيد * ( لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ) * باشد كه راه راست يابيد تعليق رجاء اهتدا بايمان و اتباع تنبيه است بر آنكه هر كه تصديق كند او را و تابع او نباشد بالتزام شرع او پس او بعيد است از اهتدا و در مظان ضلال و باز سر رشتهء كلام را بقصهء بنى اسرائيل كشيده ميفرمايد كه * ( وَمِنْ قَوْمِ مُوسى ) * و از قوم موسى عليه السلام * ( أُمَّةٌ ) * گروهى هستند كه ايشان