الملا فتح الله الكاشاني

128

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( يَهْدُونَ ) * راه مينمايند خلق را * ( بِالْحَقِّ ) * به كلمه حق يا در حالتى كه محقند * ( وَبِه ) * و به حق و راستى يعدلون عدل ميكنند در حكم ميان خلق مراد به اين امة جماعتىاند از اهل زمان موسى كه ثابت و راسخ بودند بر ايمان و قايم به حق و اتباع ذكر ايشان بعد از ذكر اضداد ايشان بنا بر عادت قرآنست چه تنبيه بر تعارض خير و شر و تراحم اهل حق و باطل و گويند مراد مؤمنان اهل كتابند چون عبد اللَّه بن سلام و اتباع او و اشهر آنست كه بعد از وفات حضرت موسى و موت خليفهء وى يوشع عليه السلام هرج و مرج در ميان بنى اسرائيل پديد آمده بكفر و قتل انبيا و انواع معاصى اشتغال نمودند گروهى از ايشان بنياز تمام از حضرت ملك علام درخواستند تا ميان ايشان و ساير قوم جدايى افكند حق تعالى راهى در زمين گشاده گردانيد و ايشان بدان راه در آمده بما وراى ديار چين رسيدند و آنجا منازل ساخته ساكن شدند و پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله شب معراج ايشان را ديده ده سوره از قرآن بر ايشان خواند بوى ايمان آوردند و حالا زرارى ايشان آنجا مسلمانند و به قبله ما نماز ميگذارند و زكات مال ميدهند و نماز جمعه بپاى ميدارند و غير از اين هيچ تكليفى بر ايشان نرسيده و اين آيه در صفت ايشانست از آن حضرت منقول است كه فرمود شب معراج چون گذر من بر ايشان افتاد ايشان سخن با من بگفتند و من نيز با ايشان سخن گفتم جبرئيل گفت دانيد كه با كه سخن مىگوييد گفتند نه فرمود كه اين پيغمبر آخر الزمان است صلَّى اللَّه عليه و آله نبى امى است ايشان به من ايمان آوردند و گفتند كه موسى ما را وصيت كرده كه هر كه از شما احمد را دريابد بايد كه از من سلامش برساند من گفتم كه سلام من بر موسى باد پس ده سوره از قرآن بر ايشان خواندم و نماز و روزه و زكات را تعليم ايشان كردم و از سيئه منع كردم و بر نماز جمعه امر كردم و تكليفى ديگر بر ايشان نيست و از ابن عباس نقل است كه كريمهء وَقُلْنا مِنْ بَعْدِه لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الأَرْضَ فَإِذا جاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنا بِكُمْ لَفِيفاً در حق ايشانست و مراد بوعدهء آخرت عيسى بن مريم است كه ايشان با او خروج كنند و بروايت اصحاب ما با قايم آل محمد صلَّى اللَّه عليه و آله خروج خواهند كرد و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه و ابن عباس و سدى و ضحاك و ربيع و عطا مرويست كه اين قوم در پس زمين صيناند و ميان ايشان و اهل صين وادئيست ادريك تا دعوت پيغمبر بايشان رسيده هيچ تغيير و تبديل در آن نكرده اند و هيچكدام را نزد صاحب خود مالى نيست به جهت غناى ايشان از اقتراض در شب بر ايشان باران نازل مىشود و در هر روز آفتاب بر اراضى و بساتين ايشان ميتابد و زراعت ايشان بر وجهى نمو مىكند و محصول ميدهد كه در هيچ بقعهء از دنيا چنان نميشود و مرويست كه ذو القرنين ايشان را ديده و حق تعالى بعد از اين اخبار از احبار قوم موسى خبر ميدهد و ميفرمايد كه * ( وَقَطَّعْناهُمُ ) * و متميز