الملا فتح الله الكاشاني
126
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
پس وى را نزد خود خواند و با وى رازى دراز گفت و زبان در دهن او كرد مانند مرغى كه بچه خود را رزق كند و بعد از آن فرمودند هذا عهد اليك امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه علمنى رسول اللَّه ص الف باب من العلم ففتح لى من كل باب الف باب من العلم و الحكمة از كعب الاحبار مرويست كه در تورية مضمون اين آيه مذكور است كه يا ايها النبى انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا و حرزا للمؤمنين انت عبيدى و رسولى سميتك المتوكل ليس بفظ و لا غليظ و لا صحيح فى الاسواق اى پيغمبر برگزيده تو را فرستاديم گواه بر خلقان و بشارت دهنده و ترساننده و حرز نگهبان مؤمنان تو بنده منى تو را متوكل نام نهادم و اين پيغمبر موعود درشتخوى و بد خلق نباشد و بانك كننده نباشد در بازارها مجرمان را عفو كند و جزا ندهد ما او را بجوار خود نياريم تا دين كج را به او راست گردانيم و دلهاى بسته را به او بگشاييم و چشمهاى نابينا را به او روشن سازيم و گوشهاى كر را به او شنوا گردانيم مولد او مكه باشد و هرج او بطايف و ملك او بشام و امت او هميشه حمد كنندگان باشند و سپاس دارنده و شكرگوينده و باوضو باشند و جامه از ساق برگيرند تا پاكيزه بماند و آلوده نگردد و مراقبت آفتاب بكنند براى نماز و هر كجا نماز ايشان را دريابد به آن مشغول شوند و در نماز چنان صف كشند كه صف قتال پس اين آيه را تلاوت فرمود كه إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِه صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ و نيز وصف او در كتاب بنى هرول كه مغير و مبدل نيست اينست كه احمد از فرزندان اسماعيل باشد و اواخر پيغمبر انست و وى پيغمبر عربى است و بر دين ابراهيم باشد و آزار در ميان بندد و اطراف خود را غسل و مسح نمايد و در چشم او سرخى باشد و مهر نبوت در ميان هر دو كتف او باشد و ارنجن نداشته باشد و دراز نباشد و كوتاه نبود گليم پوشد و باندك چيزى قناعت كند و بر دراز گوش نشنيد و در بازار رود و خداوند حرب و سبى و غارت باشد تيغ بر دوش نهد و از هيچكس باك نداشته باشد و اگر با قوم نوح بودى هلاك نشدندى و اگر در ميان قوم عاد بودى مستاصل نگشتندى و اگر با ثمود بودى بصيحه گرفتار نشدندى و مولودش در مكه بود و منشاش و ابتداى نبوتش نيز هم در آنجا و سراى هجرتش بيثرب ميان حره و نخله و سنجه مىباشد و حماد بود يعنى در همهء احوال رخا و شدت به حمد و شكر مشغول باشد ملكش در شام باشد و مصاحب او از فرشتگان بود و از قوم خود بسيار آزار بيند و او را زجر عظيم كنند و در يثرب مقاتله بسيار ميان ايشان واقع شود و در بعضى اوقات او غالب شود و در زمانى ايشان و عاقبت بر ايشان غالب مطلق شود جمعى با او باشند كه بمرك شتابنده تر باشند از اينكه از سر كوه به پائين ريزد دلهاى ايشان مصحفهاى ايشان باشد قربانشان خون ريختن باشد و همه شجاعان روز و زاهدان شب باشند و هيبت و صولة او بر نهجى باشد كه دشمنان او تا بيكماهه برسند و بنفس نفيس خود كار زار كند تا