الملا فتح الله الكاشاني

114

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن از قشيرى نقل است كه چه دور است ميان امتى كه مصنوع خود را پرستند و ميان امتى كه عبادت صانع خود كنند بعد از آن اخبار مينمايد از ندامت ايشان بر عبادت عجل بقوله * ( وَلَمَّا سُقِطَ ) * و آن هنگام كه افكنده شد * ( فِي أَيْدِيهِمْ ) * در دستهاى ايشان اين كنايه است از شدت ندم ايشان چه نادم تحير عض يد خود مىكند از غايت غم و غصه پس دست او مسقوط فيه مىشود چه فم او در آن واقع مىشود و جار و مجرور در مقام فاعل است پس ملخص معنى آنست كه آن هنگام كه پشيمان شدند از عبادت عجل و بر آن تحسر خوردند * ( وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا ) * و ديدند يعنى دانستند كه ايشان بتحقيق كه گمراه شدند به جهت پرستش گوساله * ( قالُوا ) * گفتند از روى ندامت * ( لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا ) * اگر رحمت نكند بر ما * ( رَبُّنا ) * پروردگار ما بقبول توبه * ( وَيَغْفِرْ لَنا ) * و نيامرزد براى ما خطيئه ما را * ( لَنَكُونَنَّ ) * به خداى كه باشيم آن هنگام * ( مِنَ الْخاسِرِينَ ) * از زيانكاران و هلاك شدگان به هلاكت ابدى حسن بصرى روايت كرده كه همه گوساله پرست شدند مگر هارون چه موسى همين خود را و هارون را دعا كرد و اگر مؤمنى ديگر بودى او را شريك خود و هارون گردانيدى به اينكه رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي و قول اصح آنست كه بعضى از ايشان پرستش گوساله نمودند * ( وَلَمَّا رَجَعَ مُوسى ) * و آن هنگام كه بازگشت موسى از كوه طور * ( إِلى قَوْمِه ) * بسوى قوم خود * ( غَضْبانَ ) * در حالتى كه بغايت خشمگين بود * ( أَسِفاً ) * اندوه ناك يا جزعكننده و گويند اسف بمعنى غضبان است و تكرار جهت تاكيد است آورده اند كه در محل رجعت اين خبر يافت و اصح آنست كه حقتعالى او را اخبار كرده بود در طور و او خشمناك با اندوه تمام بميان قوم آمد و از غايت غضب و اسف * ( قالَ ) * فرمود بعبدهء عجل كه * ( بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي ) * به دنيا بتى كرديد مرا * ( مِنْ بَعْدِي ) * از پس مفارقت من كه بپرستش گوساله قيام نموديد و گويند خطاب با هارونست و مؤمنان كه با او بودند يعنى بد جانشينى كرديد مرا كه منع عبده نكرديد و بر هر تقدير ما نكره موصوفه است كه مفسر ضميرى است كه در بئس مستكن است و مخصوص بذم محذوف است و تقدير اينكه بئس خلافة خلفتمونيها من بعدى خلافتكم پس بر سبيل انكار و تقريع فرمود كه * ( أَ عَجِلْتُمْ ) * آيا تعجيل كرديد و پيشى گرفتيد بعبادت عجل * ( أَمْرَ رَبِّكُمْ ) * بر فرمان پروردگار خود و صبر نكرديد تا من بيايم و حكم خدا بشما رسانم در انوار گفته كه عجل متضمن سبق است و به جهت