الملا فتح الله الكاشاني
110
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
راجع است بالواح يا به كل شيء چه آن در معنى اشيا است يا مسئولات * ( وَأْمُرْ قَوْمَكَ ) * و بفرما گروه خود را تا بصدق و عزيمت تمام * ( يَأْخُذُوا ) * فرا گيرند * ( بِأَحْسَنِها ) * به نيكوترين آنچه در الواح است چون اخذ صبر و عفو نسبت بانتصار و اقتصاص بر طريق ندب و حث است بر افضل كقوله وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ و يا مراد اقدام است با فضل واجبات در امور واجبه مخيره و يا مراد باحسن بالغيت است در حسن مطلقا نه باضافه به چيز ديگر و مراد به آن مامور به است كقولهم الصيف احر من الشتاء چه مكتوبات الواح همه حسن بوده و نزد بعضى احسن عزايم بوده و حسن رخص يعنى بفرما تا بعزيمة عمل كنند نه برخصة و در زاد المسير گفته كه احسن جمع است بين الفرائض و النوافل و گويند مراد واجب و مندوبات است كه احسن از مناجات است بعد از آن بر سبيل وعيد فرمود كه * ( سَأُرِيكُمْ ) * زود باشد كه بنمايم شما را اى بنى اسرائيل * ( دارَ الْفاسِقِينَ ) * سراى فاسقان را يعنى آرامگاه ايشان كه سراى فرعون و قوم او است در مصر و مساكن و منازل ايشان كه از خداوندان خالى ماند و زير و زبر گرديد پس بايد كه شما از آن بر حذر باشيد و عبرت گيريد و مرتكب معصيت نشويد تا به آن بلا مبتلا نشويد و يا معنى آنست كه شما را در ولايت شام و ارم و ديار عاد و ثمود كه در ممر شما واقع شده بشما بنمايم و گويند مراد بدار روز آنست يعنى گرديدن فرعون و قومش بر سراب چه حق تعالى فرمان داد تا بر سراب ميگرديدند و بنى اسرائيل آن را ميديدند يا مراد جهنم است * ( سَأَصْرِفُ ) * زود باشد كه بر وجه خذلان و تخليه بگردانم * ( عَنْ آياتِيَ ) * از آيتهاى قدرت خود و باز دارم از آن * ( الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ ) * آنانى را كه تكبر ميكنند * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين * ( بِغَيْرِ الْحَقِّ ) * بدون استحقاق آن اين صله يتكبرونست و يا حال است از فاعل آن و مراد بتكبر بدون حق دين باطل ايشانست و تعدى ايشان از دين اسلام مراد آنست كه معجزات بايشان بنمايم و يا آيات آفاق و انفس كه نشانهاى قدرت ماست از ايشان باز دارم بر وجه خذلان به جهت فرط عناد و انكار ايشان و در مجمع آورده كه در معنى اين كلام مفسران را چند قولست يكى آنكه زود باشد كه صرف كنم ايشان را از زيادتى معجزات كه بانبياى خود داده بودم زيرا كه اظهار بعضى معجزات كافيست در علم به صحت نبوت و ايشان به جهت عناد و جحود تصديق نميكنند پس اظهار معجزه زايده بر آن فايده بايشان نتواند رسانيد دويم آنكه صرف كنم از ايشان رسيدن به كرامت متعلقه به آيات خود و اعتزاز به آن كه مؤمنان به آن مستعد شدند هم چنان كه بقوم موسى و فرعون بجا آورد چه موسى چون قبطى را بكشت هيچكس از قبطيان را جسارت نبود كه مكروهى به او رسانند