الملا فتح الله الكاشاني
111
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
به جهت خوف ثعبان و بنى اسرائيل را از آب گذرانيد سيم اعتزاز غلبه كردن آنكه زود باشد كه منع كنم مكذبان و متكبران را از آيات و معجزات خود و صرف ايشان كنم از آن و انبيا را به آن مخصوص گردانم و ظاهر نگردانم آن را مگر بر انبيا چهارم آنكه زود باشد كه منع كنم ايشان را از ابطال آيات هم چنان كه فرعون و اتباع او هر چند جهد كردند نتوانستند كه معجزهء موسى را از يد و بيضا و ثعبان و غير آن باطل سازند پس تقدير آيه آنست كه ( انى اصرف المبطلين و المكذبين عن القدح فى دلالاتى بما أؤيدها و احكمها من الحجج و البينات ) و مرويست كه كافران حاضر ميشدند در موضعى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله تلاوت قرآن ميفرمودند و مردمان را از استماع آن منع ميكردند و شعر ميخواندند و حكايتها و سخنان پيشينيان را در ميان ميانداختند و حرفهاى بيهوده ميگفتند تا كسى قرآن را نشنود چنان كه حقتعالى از آن حكايت كرد و فرمود وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيه حق تعالى از آن منع كرد پنجم آنكه مراد از صرف هلاكست چه صرف آيات از ايشان لازم هلاكت ايشانست پس البته صرف آيات از ايشان شده باشد و بدانكه تقييد تكبر به غير حق جهت آن است كه تا تكبر به حق از اين خارج شود مانند تكبر فقرا بر اغنيا و استغناى اهل تقوى بر اموال و حطام دنيا بعد از آن بيان نهايت انهماك ايشان مىكند در هوى و تقليد و غايت جحود و عناد ايشان بقوله * ( وَإِنْ يَرَوْا ) * و اگر ببينند اين سركشان و متكبران معاند * ( كُلَّ آيَةٍ ) * هر نشانهء كه بنمايم بر وحدانيت خود و صدق انبيا و يا مراد معجزه داله است بر صدق حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله * ( لا يُؤْمِنُوا بِها ) * نگرويد به آن به جهت فرط عناد و جحود * ( وَإِنْ يَرَوْا ) * و اگر ببينند اين متكبران جاهد * ( سَبِيلَ الرُّشْدِ ) * راه راست و طريق هدايت را مراد معجزات داله است كه مؤدى بطريق حق است * ( لا يَتَّخِذُوه سَبِيلًا ) * آن را راه نگيرند و در آن سلوك نكنند و در آن متابعت ننمايند و به نظر تامل در آن ننگرند * ( وَإِنْ يَرَوْا ) * و اگر ببينند * ( سَبِيلَ الغَيِّ ) * راه گمراهى و كجى كه آن پيشه مبطلان باشد كه موافق آراء باطله متكبران باشد * ( يَتَّخِذُوه سَبِيلًا ) * آن را راه خود گيرند و پيروى كنند * ( ذلِكَ ) * آن صرف آيات از ايشان بر وجه خذلان و تخليه و با عدم تتبع سبيل رشد و پيروى راه باطل * ( بِأَنَّهُمْ ) * بسبب آنست كه ايشان * ( كَذَّبُوا بِآياتِنا ) * تكذيب كردند آيتهاى ما را از معجزات و كتب منزله * ( وَكانُوا عَنْها ) * و بودند از آن يعنى از نظر كردن در آن به نظر اعتبار و تدبر * ( غافِلِينَ ) * بيخبران مراد غفلت اغراض و عناد است نه