الملا فتح الله الكاشاني
10
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ابليس بجهة تكبر از سجده امتناع كرد * ( قالَ ) * گفت حقتعالى او را كه چون سجده نكردى * ( فَاهْبِطْ مِنْها ) * پس فرو رو از آسمان يا از بهشت و اين امر عقوبت است بر معصيت و نافرمانى او گويند معنى آنست كه نزول كن از مرتبهء رفيعة كه داشتى بسبب طاعتى كه كرده بودى به منزل دنيه بواسطهء معصيتى كه مرتكب آن شدى * ( فَما يَكُونُ لَكَ ) * پس نرسد و روا نباشد مر تو را * ( أَنْ تَتَكَبَّرَ ) * آنكه گردن كسى كنى * ( فِيها ) * در آسمان و تعظيم نمايى بر فرشتگان كه همه خاشعان و مطيعانند يا نشايد كه معصيت كنى در بهشت چه آن جاى اطاعت كنندگانست * ( فَاخْرُجْ ) * پس بيرون رو از بهشت يا از آسمان * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( مِنَ الصَّاغِرِينَ ) * از خار شدگانى بسبب معصيت و عاصى ذليل و خار باشد و يا سبب عذاب و معذب ذليل است كما قال أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه من تواضع رفعه اللَّه و من تكبر وضعه اللَّه هر كه تواضع و فروتنى كند حقتعالى او را بر دارد و هر كه تكبر و گردن كشى كند حقتعالى او را بيندازد و پست گرداند در ينابيع آورده كه معنى فاخرج اينست كه بيرون رو از صورت ملائكه و مباش در ميان ملائكه پس حقتعالى تبديل كرد صورت او را بر زشتترين صورتها و طوق مذلت و لباس صغار در او پوشانيد و بدانكه ميتواند بود كه صدور اينكلام از حقتعالى بر لسان بعضى از ملائكه باشد و يا ابليس معجزه را ديده باشد كه دلالت كند بر آنكه اينكلام حقتعالى است و چون او سبحانه ابليس را از درگاه رحمت خود براند و داغ لعنت بر جبين او كشيد و وى از رحمت خدا نااميد شده * ( قالَ ) * گفت * ( أَنْظِرْنِي ) * مهلت ده مرا * ( إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ) * تا روزى كه برانگيخته شوند آدميان يعنى تا روز قيامت مرا مميران و عقوبة مفرما * ( قالَ ) * فرمود خداى تعالى * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( مِنَ الْمُنْظَرِينَ ) * از مهلت داده شدگانى تا نفخه صور و يا تا وقتى كه حقتعالى ميداند كه انتهاى اولى او در آنست و دال بر عدم اطلاق انظار است قوله تعالى فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ يعنى ترا مهلت داده شدگانى تا روز معلوم كه زمان دميدن نفخهء صعيقه است و يا تا وقتى كه صلاح در آنست و حكمت در انطاق و امهال ابليس با آنكه او سبحانه عالم بود به آنكه او سبب اضلال بندگانست ابتلاى عباد است و تعريض ايشان به ثواب به جهت مخالفت ايشان از اوامر و يا غير آن از وجوه حكم و مصالح القصه حقتعالى فرمود كه تا فرزندان آدم زندهاند تو را مهلت دادم * ( قالَ ) * گفت ابليس * ( فَبِما أَغْوَيْتَنِي ) * پس سوگند