الملا فتح الله الكاشاني

90

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بكشد مؤمنى را بخطا * ( فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ) * پس بر اوست آزاد كردن بنده گرونده يعنى محكوم بايمان و اگر چه صغير باشد و تحرير بمعنى اعتقا است و حر عتيق به معنى كريم است زيرا كه كرم در احرار است هم چنان كه لوم در عبيد و منه ( عتاق الخيل و عتاق الطير لكرامها و حر الوجه اكرم موضع منه ) و رقبه عبارت است از نسمه هم چنان كه تعبير از او براس ميكنند كقولهم فلان يملك كذا رأسا من الرقيق * ( وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ ) * و بر اوست دية تمام ادا كرده شده * ( إِلى أَهْلِه ) * بورثهء مقتول كه قسمت كنند ميان يكديگر چه ساير مواريث * ( إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا ) * مگر آنكه ورثه تصدق كنند بر قاتل وديت را از او عفو نمايند تسميه عفو بتصديق به جهت حث است بر عفو و تنبيه بر فضل آن و در حديث آمده كه كل معروف صدقة و جمله استثنائيه در موضع حال است از قاتل يا اهل يا ظرف و متعلق بعليه كه مقدر است در قوله * ( فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ) * يا ( بمسلمة ) اى ( يجب الدية عليه او تسلمها الى اهله الا حال تصدقهم عليه او زمانه ) * ( فَإِنْ كانَ ) * پس اگر باشد مقتول * ( مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ ) * از گروهى كه دشمن شمايند يعنى از كفار * ( وَهُوَ مُؤْمِنٌ ) * و او مؤمن باشد * ( فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ) * پس بر قاتل اوست آزاد كردن بندهء مؤمن و اداء دية باهل او نشايد زيرا كه در ميان مؤمن و كافر ارث نيست * ( وَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ ) * و اگر باشد مقتول از قومى كه * ( بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثاقٌ ) * ميان شما و ايشان عهد و پيمانست يعنى اهل ذمه پس حكم آن حكم مسلم است در وجوب كفار و ديه كما قال * ( فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ ) * پس بر قاتل است ديهء آزاد كرده شده * ( إِلى أَهْلِه ) * باهل آن * ( وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ) * و آزاد كردن بندهء مؤمن * ( فَمَنْ لَمْ يَجِدْ ) * پس هر كه نيابد بنده اى و قدرت نداشته باشد بر خريدن آن * ( فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ ) * پس بر اوست روزهء دو ماه از پى يكديگر * ( تَوْبَةً ) * منصوبست بعليه و تقدير اينكه شرع ذلك توبة من تاب اللَّه عليه اذا قبل توبته يعنى حقتعالى اين حكم را وضع فرمود در ميان بندگان بجهة قبول شدن توبه بنده قاتل * ( مِنَ اللَّه ) * از خدا يعنى تا توبهء او را قبول كند و يا منصوبست بمصدريت اى و تاب عليكم توبة يعنى پذيرفت قاتل را به حكم مذكور پذيرفتنى و يا تميز است و يا حال بحذف مضاف اى فعليه صيام شهرين ذا توبة يعنى بر اوست روزه داشتن دو ماه در حالتى كه آن دو ماه خداوند توبه است و جار و مجرور صفت توبه است يعنى قبول توبه كه از جانب خداست * ( وَكانَ اللَّه عَلِيماً ) * و هست خدا دانا در حال قاتل و مقتول * ( حَكِيماً ) * حكم كننده در باب ديه و كفاره يا صواب كار در هر چه مىكند