الملا فتح الله الكاشاني
71
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
چون فتح و نصرت و غنيمت * ( لَيَقُولَنَّ ) * هر آينه گويد اين مختلف از جهاد * ( كَأَنْ لَمْ تَكُنْ ) * چنانچه گويا نبوده * ( بَيْنَكُمْ وَبَيْنَه ) * ميان شما و او * ( مَوَدَّةٌ ) * دوستى يعنى خود را دو اندازد و سخن بر وجهى گويد كه گويا هرگز شما را نديده و بصحبت شما نرسيده اين جملهء معترضه است ميان فعل و مفعول به جهت تنبيه بر ضعف اعتقاد ايشان و اشعار به اينكه اينقول كسى است كه هيچ مواصلتى نيست ميان شما و او و تمناى او از مرافقت با شما مجرد مال است نه مودة دينى و صداقت معنوى و تأكيد * ( لَيَقُولَنَّ ) * به تنبيه است بر فرط تحسر او بر فوت غنيمت از او و يا حالست از ضمير * ( لَيَقُولَنَّ ) * و يا داخلست در مقول يعنى ميگويد مبطئى مر كسى را كه تثبيط كرده از منافقان و ضعفهء مسلمانان از روى تثريب و حسد كه گويا ميان شما و محمد ( ص ) مودة نبوده چه بشما استعانه نكرد بر خروج بجهاد تا فايز ميشديد بغنيمت * ( يا لَيْتَنِي ) * كاشكى من * ( كُنْتُ مَعَهُمْ ) * بودمى در اين غزوه با مسلمانان * ( فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً ) * پس فيروزى يافتمى فيروزى بزرگ يعنى از غنيمت نصيب وافر گرفتمى و گويند جمله لم يكن بينكم و بينه مودة متصل است بجملهء اولى و اين ضعيف است زيرا كه جايز نيست فاصلهء ابعاض جمله به چيزى كه متعلق به آن جمله نباشد لفظا و معنى و بر هر تقدير كان مخفف كان است و اسم آن ضمير شأن محذوف است و منادى در يا ليتنى محذوف است اى يا قوم ليتنى گويند يا را بر سبيل اتساع اطلاق ميكنند براى تنبيه و نصب فافوز بر سبيل جواب نهى است حاصل معنى آنست كه منافقان با شما همچه معاملهء كسى ميكنند كه ميان او و شما صداقتى و معرفتى نبوده باشد چه در حال غنيمت ميخواهند كه با شما باشند و در حالت نكبت متفرق از شما همچه حال اجانب و چون حقتعالى ذكر منافقان كرد كه مؤمنان را از جهاد باز ميداشتند و ايشان را دل شكستگى ميدادند در عقب آن ذكر مؤمنانى كرد كه بخلاف آن قوم بودند و تحريص ايشان كرد بر جهاد كه منافقان ايشان را از آن باز ميداشتند و فرمود * ( فَلْيُقاتِلْ ) * پس بايد كه قتال كنند * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا با دشمن دين * ( الَّذِينَ ) * آنان كه در بازار معامله * ( يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ) * بفروختهاند زندگانى دنيا را كه روى در فنا دارد * ( بِالآخِرَةِ ) * بسراى جاودانى و نعيم باقى و متاع فانى را دادند و نعم ابدى اخروى خريدند پس بجهة ترغيب ايشان بر جهاد و تكذيب منافقان كه ميگفتند ( قد انعم اللَّه على اذ لم اكن معهم شهيدا ) ميفرمايد كه * ( وَمَنْ يُقاتِلْ ) * و هر كه كارزار كند * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا * ( فَيُقْتَلْ ) * پس كشته گردد و درجهء شهادت يابد * ( أَوْ يَغْلِبْ ) * يا غالب آيد و بر دشمن مظفر گردد * ( فَسَوْفَ