الملا فتح الله الكاشاني
70
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و مثل و مثل و تسميهء سلاح به آن جهت آنست كه بسلاح از اعدا حذر ميكنند و گويند حذر ملكه است در دفع ضرر اعدا و قول اول از باقر عليه السّلام منقولست و طبرى آورده كه اين اصح است زيرا كه اوفق است بكلام عرب يعنى مستعد حرب شده اخذ سلاح آن نمائيد تا به آن از شر اعدا حذر نموده مظفر و منصور شويد * ( فَانْفِرُوا ) * پس بيرون شويد بقتال ايشان * ( ثُباتٍ ) * در حالتى كه جماعتى متفرق باشيد هر فرقهء به جهتى بدانكه ثبات جمع ثبه است مأخوذ از ( تثبيت على فلان تثبيته اذا ذكرت متفرق محاسنه ) و بر ثبوت نيز جمع ميكنند و آن از محذوفة الاعجاز است حاصل كه حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه بجهاد توجه نمائيد سريه بعد از سريه و جماعتى بعد از جماعتى بانحاى مختلفه * ( أَوِ انْفِرُوا ) * يا بيرون رويد * ( جَمِيعاً ) * در حالتى كه مجتمع باشيد يعنى با هيئت مجموعى بجهاد متوجه جهاد اعدا شويد و اين تخيير بر سبيل مصلحت است يعنى تابع مصلحت باشيد در افتراق و اجتماع و از امام محمد باقر عليه السّلام روايت است كه مراد بثبات سرايا است و به جميع عساكر و آيه متضمن حث است بر استعداد جهاد و ايجاد نفور بجانب اهل كفر و عناد به قصد جهاد و خطاب مذكور راجع باهل اسلامست از مؤمن و منافق بدليل قوله * ( وَإِنَّ مِنْكُمْ ) * بدرستى كه بعضى از شما * ( لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ ) * هر آينه كسى است كه درنگ مىكند در بيرون رفتن بغزوه و تأخير مىكند در جهاد يعنى منافقان كه ابن ابى و اصحاب اويند كه در روز احد تخلف ورزيدند و بدان كه * ( لَيُبَطِّئَنَّ ) * مأخوذ است از بطاء بمعنى ابطاء و اين لازم است يا متعدى در معنى يبطؤ غيرهم چه ابن ابى در واقعهء احد مردمان را باز ميداشت از جهاد پس مأخوذ باشد از بطاءة منقول از بطاء چون ثقل و ثقل لازم است اولى براى ابتداست كه بر اسم آن داخلشده به جهت فصل بخبر و ثانيه جواب قسم محذوفست و قسم با جواب صله من است و عايد به آن ضمير مستتر است در ليبطئن و تقدير اينست كه ( و ان منكم لمن اقسم باللَّه ليبطئن ) بدرستى كه بعضى از شما سوگند خورد به خدا كه درنگ كند و تخلف نمايد در بيرون رفتن بحرب و در محاربه كردن با اعداء دين تا توقيف مردمان كنند در بيرون رفتن بحرب و در محاربه كردن با اعداى دين * ( فَإِنْ أَصابَتْكُمْ ) * پس اگر برسد شما را اى مؤمنان * ( مُصِيبَةٌ ) * واقعهء چون قتل و هزيمت * ( قالَ ) * گويد آن مبطى منافق * ( قَدْ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيَّ ) * بدرستى كه خدا انعام فرمود بر من * ( إِذْ لَمْ أَكُنْ ) * چه من نبودم * ( مَعَهُمْ ) * با مؤمنان * ( شَهِيداً ) * حاضر شده در معركه جهاد تا به اين مبتلا شوم * ( وَلَئِنْ أَصابَكُمْ ) * و اگر برسد بشما * ( فَضْلٌ مِنَ اللَّه ) * نيكويى و افزونى نعمتى از حق تعالى