الملا فتح الله الكاشاني

62

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

پس چگونه باشد و چه كنند * ( إِذا أَصابَتْهُمْ ) * چون برسد بديشان * ( مُصِيبَةٌ ) * عقوبت صدود و اعراض * ( بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ) * به آنچه پيش فرستاده دستهاى ايشان يعنى به آنچه ارتكاب آن نموده‌اند كه آن تحاكمست بطاغوت و گويند مصيبت قتل عمر بود منافق را * ( ثُمَّ جاءُوكَ ) * پس بيايند بسوى تو و زبان باعتذار بگشايند يا دية قتل خود طلبند اين عطفست بر اصابتهم و گويند بر يصدون و ما بينهما اعراض است يعنى مىبينى منافقان را كه اعراض ميكنند از حكم تو و بعد از آن نزد تو مىآيند * ( يَحْلِفُونَ بِاللَّه ) * در حالتى كه سوگند ميخورند به خدا مضمون سوگند آنكه * ( إِنْ أَرَدْنا : ) * نخواستيم ما بعدول از مجلس حكم شما * ( إِلَّا إِحْساناً ) * مگر نيكويى و فضلى بر وجه حسن كه بما لاحق شود نه باسائه و بدى و يا به جهت احتشام تو و حفظ ادب از رفع صوت در مجلس عالى تو مباحثه و مجادله نكرديم و مرافعه را به غير تو عرض كرديم * ( وَتَوْفِيقاً ) * و مگر تأليف و موافقت كه بين الخصمين پديد آيد نه آنكه مراد ما مخالفت تو بوده باشد و گويند مىتواند بود كه مراد اصحاب مقتول بوده باشد كه بطلب خون آمده باشند و گفته كه ما اراده نكرديم بتحاكم بعمر مگر كه عمر احسان نمايد ميان او و ميان خصم او * ( أُولئِكَ ) * آن گروه منافق و سوگند خورندگان بدروغ * ( الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّه ) * آن كسانىاند كه خدا ميداند * ( ما فِي قُلُوبِهِمْ ) * آنچه در دلهاى ايشان است از نفاق پس كتمان و حلف كاذب ايشان را از عقاب باز ندارد * ( فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ) * پس اعراض كن از قبول اعذار ايشان و يا از عقاب ايشان به جهت مصلحت در استبقاى ايشان * ( وَعِظْهُمْ ) * و پند ده ايشان را يعنى منع كن از نفاق و دروغ * ( وَقُلْ لَهُمْ ) * و بگو مر ايشان را * ( فِي أَنْفُسِهِمْ ) * در باب نفسهاى ناپاك ايشان * ( قَوْلًا بَلِيغاً ) * سخنى رسنده يعنى اثر كننده جارو مجرور متعلق است بقولا يعنى سخنى كه مؤثر باشد در دلهاى ايشان بمثابه كه از آن غمناك گردند و آن توعد است بقتل و استيصال مراد آنست كه بگو بديشان كه اگر از اين توبه نكنيد شما را بقتل آورم و مستاصل سازم و يا متعلق است بقتل يقل لهم يعنى بگو مر ايشان را در باب نفوس و قلوب ايشان كه منطويست بر نفاق گفتارى از روى تأثير تا ترسيده از نفاق تايب شوند ضحاك گفته كه معنى آنست كه بر ملا ايشان را موعظه فرما و در خلوت قول بليغ ادا كن يعنى در باب نصيحت تهديد و مبالغه نماى چه در خلوت نصيحت در آن انجع است و در انوار گفته كه تعليق ظرف تبليغ است يعنى بليغا فى انفسهم موثر افيها و اين بعيد است زيرا كه معمول