الملا فتح الله الكاشاني

312

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

شرط است در رقبه ايمان يا حكم آن به جهت حمل مطلق بر مقيد در كفارهء قتل و اين قول شافعى است بنا بر قياس آن بر قتل و نزد ابى حنيفه عتق كافر جايز است و اين باطل است زيرا كه كافر خبيث است به مثل آن متقرب نميتوان شد هشتم شرط است در صيام تتابع اين قول ابى حنيفه است و مالك حكم بتخيير كرده ميان تتابع و عدم آن و شافعى را در اين دو قول است و اختيار اصحاب ما و اجماع ايشان بر اول است نهم قول ذلك ( كفارة ايمانكم اذا حلفتم و حنثتم ) و در اين نيز چند حكم است اول آنكه كفاره مختص است بحنث در مستقبل و در غموس واجب نميشود خواه صادق باشد يا كاذب عامد يا ناسى و اين قول مالك و ابى حنيفه است و اصحاب او و احمد حنبل و نزد بعضى ديگر از عامه آن است كه اگر كاذب عالم بوده باشد كفاره او را لازم است بلا خلاف و اگر ناسى باشد در آن دو قول است و اين قول شافعى است و دليل ما اخبار اهل البيت است صلوات اللَّه عليهم و حينئذ ظاهر آيه مخصوص باشد به آنچه گفتيم دويم جايز نيست تقديم كفاره بر حنث زيرا كه مسبب بر سبب مقدم نميشود و اين قول ابى حنيفه است و شافعى گفته كه جايز است تقديم مال بر صيام زيرا كه بدل آن است و اين وجهى است ظاهر البطلان سيم باجماع كفاره واجب مىشود بمخالفت يمين عمدا اختيار او واجب نميشود بمخالفت نسيانا نزد ما و شافعى را در اين دو قول است دليل عموم حديث رفع عن امتى الخطا و النسيان است و عدم ثبوت مخصص چهارم قوله * ( وَاحْفَظُوا أَيْمانَكُمْ ) * اى من الحنث و اين در صورتى است كه محلوف عليه فعل باشد واجب يا مندوب يا ترك محرم يا مكروه يا مباحى كه متساوى الطرفين باشد و احتمال دارد كه مراد بحفظ يمين عدم ابتذال آن باشد در هر امرى چه كثرت آن مكروه است و لهذا قال عز و جل وَلا تَجْعَلُوا اللَّه عُرْضَةً لأَيْمانِكُمْ و وارد شده در بعض احاديث از صادق عليه السّلام كه لا تحلفوا باللَّه لا صادقين و لا كاذبين و قوله كذلك يبين اللَّه لكم اياته ما يحتاجون اليه لعلكم تشكرون نعمة اللَّه على ذلك بدانكه اگر شخصى سوگند خورد كه حينى تكلم نكند نهايت آن شش ماه خواهد بود لقوله تعالى تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ و اجماع اماميه بر اين است و زمان نزد ايشان پنج ماه است و نزد ابى حنيفه حين و زمان شش ماه است و نزد شافعى حدى نيست مر آن را و حقب نزد اصحاب ما حدى ندارد و شافعى نيز بر اينند و نزد مالك چهل سال است و نزد ابى حنيفه هشتاد سال است لما روى عن ابن عباس انه قال فى قوله تعالى لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً و الحقب ثمانون عاما و مرويست كه احقاب بمعنى دهور است و غير اين نيز گفته‌اند و اگر سوگند خورد يا نذر كند عتق هر عبد قديمى كه او را باشد بر او واجب است كه آزاد كند هر بندهء را كه شش ماه در ملك او بوده باشد و هى رواية صحيحة عن الرضا ( ع ) مستدلا بقوله تعالى حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ و اگر نذر كند صدقه كردن بمال كثير هشتاد درهم خواهد بود و اين صورت ام متوكل را واقع شد متوكل فقها را جمع كرد هر يك چيزى ميگفتند مرد امامى كه در آن مجلس