الملا فتح الله الكاشاني
306
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( الصَّالِحِينَ ) * با گروه صالحان كه امت حضرت رسالتند صلَّى اللَّه عليه و آله استفهام براى انكار است و استبعاد مر انتفاى ايمان را با قيام داعى كه آن طمع است در انخراط با صلحا و دخول در مداخل آنها و قوله لا نؤمن حال است از ضمير و عامل آن چيزيست كه لام متضمن است از معنى فعل اى ( اى شيء حصل لنا غير مؤمنين باللَّه اى بوحدانيته ) و گويند مراد بقوله * ( لا نُؤْمِنُ بِاللَّه وَما جاءَنا ) * ايمان است بر رسول و كتاب خدا چه ايمان به اين دو حقيقت ايمان است به او سبحانه و ذكر اللَّه به جهت توطيه و تعظيم است و نطمع عطف است بر نؤمن يا خبر مبتداء محذوف است و واو از براى حال اى و نحن نطمع و عامل در آن همان حال اولى است و يا نؤمن است القصه چون ايشان از روى خلوص عقيده اين دعا كردند * ( فَأَثابَهُمُ اللَّه ) * پس جزا داد خداى ايشان را * ( بِما قالُوا ) * به آنچه گفتند از روى اخلاص * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * بوستان هايى كه ميرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير درختان يا منازل آن جويها * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه از روى اجلال جاويد باشند در آن * ( وَذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ ) * و اين است پاداش نيكو كاران در قول و فعل عروة بن زبير گويد كه بعضى از علماى ترسايان تغيير و تبديل كردند و آنها چهار كس بودند و آنكه از ايشان بر حق بايستاد قسيس است پس هر كه به او اقتدا كرد بر طريق استقامت او را قسيس گويند و اشتقاق آن از قس است بمعنى نشر حديث و رهبان جمع راهب است چون راكب و ركبان و اشتقاق آن از رهبه است بمعنى خشية و بعد از بيان مدح و وعدهء مؤمنان از اهل كتاب در وعيد كفار ايشان ميگويد كه * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * و آنان كه كافر شدند * ( وَكَذَّبُوا بِآياتِنا ) * و به دروغ داشتند آيتهاى ما را * ( أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ ) * آن گروه ياران دوزخاند عطف تكذيب آيات بر كفر با آنكه تكذيب نوعى از كفر است و مندرج در تحت آن به جهت آن است كه مقصود بيان حال مكذبان است و تذكير ايشان در معرض مصدقان آيات به جهت جمع ميان ترغيب و ترهيب و بدان كه كذب مشروط نيست بر آنكه فاعل آن عالم باشد به آن بلكه اگر معتقد كذب شيء باشد او را مكذب ميتوان گفت و اگر چه علم بكذب آن نداشته باشد و استحقاق ذم بسبب آن است كه فاعل آن تقصير كرده است در تحصيل علم بصدق آن و در اكثر تفاسير آوردهاند كه روزى حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله براى صحابه وصف قيامت ميفرمود و از هول آن روز شمهء باز مينمود ده تن از اصحاب كه امير المؤمنين ( ع ) و ابن مسعود و مقداد و ابو ذر و سلمان و سالم مولى ابى حذيفه و عبد اللَّه بن عمر و عثمان بن مظعون و معقل بن مقرن و ابو بكر بودند در خانهء عثمان بن مظعون مجتمع شده اتفاق كردند بر اينكه