الملا فتح الله الكاشاني

254

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ميكنند و ميدانند كه احسن احكام حكم او است لام براى بيانست يعنى اين خطاب و اين استفهام مر قومى را كه بيقين ميدانند ايشان كه هيچكس اعدل از حقتعالى نيست و در حكم احسن از او نه آورده‌اند كه چون مشركان در روز بدر مغلوب شدند و مسلمانان ظفر و نصرت يافته بازگشتند جهودان را گفتند كه ديديد كه حقتعالى با دشمنان ما چه كرد ايمان آريد تا بروز چنين گرفتار نشويد و مبتلا نگرديد مالك بن ضيف گفت كه شما مغرور مشويد به اينكه اهل مكه جمعىاند كه رسوم و آداب حرب نميدانند و به جهت اين مغلوب ميشوند و اگر شما را با ما قتال افتد بدانيد كه كارزار چگونه مىباشد مرويست كه عبادة بن صامت نزد حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله آمده با ابن ابى و در مجلس آن حضرت مخاصمه كردند عباده گفت مرا از طوايف يهود دوستانند كه در نوايب بعدد و مدد ايشان مستظهر توان بود امروز بدوستى خدا و رسول از همه تبرا كردم و مرا دوستى خدا و رسول بس است عبد اللَّه ابى گفت كه من از دواير روزگار و حوادث و گردش ليل و نهار ميترسم و از مظاهره و معاونة يهود كه خلفاى منند گزيرى ندارم آيه آمد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى گروه گرويدگان * ( لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى ) * فرا مگيريد يهودان و ترسايان را * ( أَوْلِياءَ ) * دوستان پس اعتماد مكنيد بايشان و معاشرت با ايشان منمائيد مانند معاشرت احباب * ( بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) * برخى از ايشان دوستان برخى ديگرند بجهة موافقت ايشان در مخالفت شما اين ايما است به علت نهى از موالات يعنى توالى بعضى ايشان ببعضى بجهة اتحاد ايشانست در دين و اتفاق همه بر مضاد شما و اجماع همه بر خلاف شما و در اين دلالت است بر آنكه همه انواع كفر در حكم ملت واحده‌اند در احكام مواريث لعموم قوله تعالى * ( بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) * و قال الصادق صلوات اللَّه عليه لا يوارث اهل ملتين نحن نرثهم و لا يرثوننا از سدى مرويست كه چون در حرب احد شكست بر مسلمانان افتاد بر بعضى از مردمان شاق نموده مردى از مسلمانان گفت كه حق با فلان يهوديست و ديگرى گفت كه حق با فلان نصرانيست پس اخذ امان كردند از ايشان و حقتعالى اين آيه فرستاد كه * ( وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ ) * و هر كه از شما دوست دارد ايشان را و بمعاونت و موافقت ايشان ميل كند * ( فَإِنَّه مِنْهُمْ ) * پس بدرستى كه او نيز از جملهء ايشان باشد كه المرء مع من احبه اينسخن غايت تهديد است در موالات يهود و نصارى و تشديد در وجوب مجانبه از ايشان و گويند كه ذكر اينكلام به جهت بيان حال منافقانست چه اهل نفاق موالات ميكردند با كفار * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * راه نمينمايد گروه ستمكاران را كه بر دوستى دشمنان بر نفس خود ظلم ميكنند يعنى حقتعالى راه بهشت را ننمايد