الملا فتح الله الكاشاني
255
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بايشان بلكه آنها را به راه اهل كفر درآورد كه آن طريق جهنم است و يا حكم نكند براى ايشان در مدح و ثنا و نصرت بر اعدا * ( فَتَرَى الَّذِينَ ) * پس تو ميبينى آنان را كه * ( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * در دلهاى ايشان بيمارى نفاق است يعنى ابن ابى و اتباع او * ( يُسارِعُونَ فِيهِمْ ) * ميشتابند در دوستى و يارى اهل كفر * ( يَقُولُونَ ) * ميگويند از روى اعتذار در موالات و معاونت كفار * ( نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ ) * مىترسيم از آنكه برسد ما را از گردشهاى روزگار يعنى كار منقلب شود و اهل اسلام مغلوب گردند و كفار غالب شوند و دولت بايشان برسد حقتعالى اين انديشهء ايشان را باطل كرد و فرمود * ( فَعَسَى اللَّه أَنْ يَأْتِيَ ) * پس شايد كه خداى بيارد * ( بِالْفَتْحِ ) * فتحى را از براى رسول و ياران او مراد فتح مكه است يا تسخير ممالك يهود چون خيبر و تيما و فدك * ( أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِه ) * يا بفرستد فرمانى را از نزديك خود بقتل يهود و اجلاء ايشان كه موجب اعزاز مسلمانان و اذلال يهودان است و يا امر باظهار اسرار منافقان و قتل ايشان * ( فَيُصْبِحُوا ) * پس صبح كردند منافقان * ( عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ ) * بر آنچه پنهان داشتند در نفسهاى خود از موالات يا شك در كار پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله * ( نادِمِينَ ) * پشيمان شدگان و آن پشيمانى سودى بايشان نرساند * ( وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا ) * و گويند مؤمنان با يكديگر از روى تعجب از حال منافقان و اجتراى ايشان بر خدا بايمان كاذبه و تنجيح به آنچه حقتعالى بايشان انعام كرده باشد از اخلاص كه * ( أَ هؤُلاءِ ) * آيا اينگروه * ( الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّه ) * آنانند كه سوگند ميخورند به خدا * ( جَهْدَ أَيْمانِهِمْ ) * غليظترين سوگند خود در انوار گفته كه جهد در اصل مصدر است و نصب آن بر حاليه است بر تقدير و ( اقسموا للَّه با يجتهدون جهد ايمانهم ) پس حذف فعل شده و مصدر در مقام آن واقع گشته و لهذا جايز است كه معرفه واقع شود و يا آنكه در نصب ان بر مصدريه است زيرا كه بمعنى اقسموا است و بر هر تقدير ميفرمايد كه مؤمنان در حين فتح و ظفر با يكديگر گويند كه منافقان قبل از اين سوگند ميخوردند كه * ( إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ ) * بدرستى كه ايشان با شمااند و امروز پرده ايشان دريده معلوم شد كه دروغ ميگويند * ( حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * باطل و نابود شد همهء عملهاى ايشان يعنى ثوابى بر آن مرتب نشد به جهت فقد ايمان از ايشان * ( فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ ) * پس گشتند زيانكاران بافتضاح در دنيا و فوات ثواب در آخرت و اقتران ايشان باهل كفر اين كلام يا از جملهء مقول قول مؤمنان