الملا فتح الله الكاشاني
222
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كنى به من بر سبيل ظلم و ابتدا كنى تا مرا بقتل رسانى من بسط يد نكنم به تو بر وجه ظلم و ابتدا بجهة خوف الهى و قوله ما انا بباسط يدى در جواب * ( لَئِنْ بَسَطْتَ ) * به جهت تبرى او بود از اين فعل شنيع اصلا و راسا و تحريز او از آنكه متصف به آن شود و اطلاق قتل بر او كند و لهذا تأكيد نهى كرد به او و بعد از آن تعليل امتناع از معارضه و مقاومت گفت كه * ( إِنِّي أُرِيدُ ) * بدرستى كه من مىخواهم * ( أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي ) * آنكه باز گردى بگناه من اضافه از براى ادنى ملابسه است يعنى بگناه كشتن من اگر متحمل شوى آن را * ( وَإِثْمِكَ ) * و بپاداش گناه خودت كه پيش از من كردهء چه آن سبب رد قربانى بوده و اين اراده از هابيل موافق حكم خداى بود و گويند معنى آنست كه بازگردى باثم قتل من و اثم خودت كه آن قتل جميع مردمانست به جهت اقتداى ايشان به تو چه اين سنت سيئه از تو ناشى خواهد شد و مؤيد اينست حديث حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله كه من سن سيئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيمة و قول اول از ابن عباس و ابن مسعود و حسن و قتاده و مجاهد و ضحاك منقول است و گويند معنى تبوء باثمى تبوء عقاب اثمى است زيرا كه جايز نيست كه از ارادهء معصيت مستحق آن شده باشد و در نزد بعضى معنى آنست كه اگر فى الواقع قتل ميان من و تو واقع خواهد شد من ميخواهم كه از من ناشى نشود بلكه از تو صادر گردد يعنى غرض او بالذات آن بود كه قتل از من واقع نشود نه آنكه مقصود اصلى وى آن بود كه البته قتل از قابيل بفعل آيد و اگر اين قتل از تو صدور يابد * ( فَتَكُونَ ) * پس باشى تو بعد از صدور اين امر قبيح * ( مِنْ أَصْحابِ النَّارِ ) * از ملازمان دوزخ * ( وَذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ ) * و اين است پاداش ستمكاران كه قتل ناحق كنند * ( فَطَوَّعَتْ لَه نَفْسُه ) * پس آسان و فراخ كرد امر قابيل را نفس او * ( قَتْلَ أَخِيه ) * كشتن برادر را بطوع مأخوذ است از ( طاع له المرقع اذا تسع ) يعنى بر وجه وسعت و سهولت قصد قتل برادر خود كرد و كمر قتل او بست و در كمينگاه انتقام بنشست و همين كه آدم عزيمت بيت المعمور فرمود كه در مكه معظمه است قابيل فرصت يافت و بسر رمه آمد هابيل را ديد در خواب است سنگى برداشت و بر سر هابيل فرو كوفت چنانچه مغز سرش پريشان شد * ( فَقَتَلَه ) * پس بكشت او را به آن سنك * ( فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * پس گشت از زيانكاران در دنيا به اينكه بقيه عمر مردود و مطرود بود و در آخرت خود ظاهر است كه نصف عذاب دوزخ مر او را خواهد بود چنان كه ثعلبى در تفسير خود آورده و چون او را بكشت ندانست