الملا فتح الله الكاشاني

188

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مساوى باشند و همه را نكاح توان كرد و اهل البيت صلوات اللَّه عليهم تخصيص محصنات اهل كتاب كرده‌اند بزنانى كه اول بر دين اهل كتاب بوده باشند و بعد از آن ايمان آورده باشند و يا تخصيص آن بنكاح متعه كرده‌اند يا بملك يمين گاهى كه بر دين خود باقى بوده باشند و از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه مرويست كه اين آيه منسوخ است بآيهء وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ و از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه نيز مرويست همين روايت و در مجمع آورده كه در معنى اين آيه اختلاف است مجاهد و حسن و شعبى و غير ايشان گفته‌اند كه محصنات بمعنى عفايفند خواه حراير باشند و خواه اماء حربيات و يا ذميات و نزد بعضى ديگر مراد حرايرند خواه حربيات خواه ذميات و نزد بعضى اصحاب ما جايز نيست عقد نكاح دوام بر كتابيه لقوله تعالى وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ و لقوله وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ و تأويل اين آيه كرده‌اند و آنكه مراد بقوله * ( وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * زنانىاند كه بر دين اهل كتاب بوده باشند و از آن دين بدين اسلام آمده باشند و مراد بقوله * ( وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ ) * زنانىاند كه در اصل مؤمنه بوده باشند يعنى بر دين اسلام متولد شده باشند چه قومى تحرج مينمودند از عقد زنانى كه از كفر اسلام آورده باشند و حقتعالى به اين آيه نفى حرج كرد از آن و لهذا اين زنان را بذكر مختص گردانيده و ابو القاسم بلخى نيز قايلست به اين و يا مراد به اين نكاح نكاح متعه و ملك يمين بوده و ابو الجارود از ابى جعفر صلوات اللَّه عليه روايت كرده كه اين آيه منسوخست بقوله وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ و بقوله وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه اين زنان مذكوره بر شما حلالند بر طريقى كه مذكور شد * ( إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ ) * چون بدهيد ايشان را * ( أُجُورَهُنَّ ) * مهرهاى ايشان را تقييد حل بايفاى مهور به جهت تأكيد وجوب آنست و حث بر افضل و اولى و اگر نه بدون ايفاى مهور بايشان وطى آنها جايز است و گويند مراد بايفاى مهور التزام آنست * ( مُحْصِنِينَ ) * در حالتى كه شما بدان نكاح عفت و صلاح جويندگان باشيد * ( غَيْرَ مُسافِحِينَ ) * نه زنا كنندگان * ( وَلا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ ) * و نه فرا گيرندگان دوستان به پنهانى اخدان جمع خدن است بمعنى صديق و اطلاق آن بر ذكر و انثى مساويست و معنى احصان و سفاح و اخدان در سورة النساء سمت ذكر يافته مرويست كه در عرب عادت بودى كه مردى كه زنى را بدوست گرفتى يا زنى مردى را آن را بمنزلهء نكاح دانستندى حق تعالى به اين آيه آن را منع كرد و فرمود كه استمتاع بايشان بايد بر سبيل نكاح باشد نه بر سبيل اتخاذ اخدان و سفاح * ( وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإِيمانِ ) * و هر كه كافر شود بدانچه ايمان به آن واجب باشد از اصول و فروع ايمان و انكار شرايع اسلام كنند از حلال و حرام