الملا فتح الله الكاشاني
189
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و امتناع زايد از آن * ( فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُه ) * پس بدرستى كه باطل باشد كردارهاى او به جهت عدم ترتيب ثواب بر آن چه صحت اعمال فرع ايمانست * ( وَهُوَ فِي الآخِرَةِ ) * و او در آن سراى * ( مِنَ الْخاسِرِينَ ) * از زيانكارانست حق تعالى تشبيه آن كس ببازرگانى كرده و عمر او را بسرمايهء او و طاعت او را بخطا بنقصان او ( اللهم اجعلنا من الفائزين برحمتك به حق نبيك و ائمتك ) و چون در ما تقدم امر نموده بوفاء بعقود كه از جملهء آن اقامت صلوتست و از شرايط صحت آن طهارتست از اينجهت در بيان آن ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويدهايد * ( إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ ) * چون ميخواهيد كه برخيزيد به نماز و شما محدث باشيد * ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ) * پس بشوئيد رويهاى خود را از قصاص كه منبت شعر رأس است تا منتهاى ذقن در طول و در عرض آن مقدار كه انگشت مهين و ميان بدان برسد حقيقة اگر مستوى الخلقه باشد و حكما اگر مستوى الخلقه نباشد و اين تحديد از ائمهء هدى صلوات اللَّه عليهم مرويست * ( وَأَيْدِيَكُمْ ) * و بشوئيد دستهاى خود را * ( إِلَى الْمَرافِقِ ) * تا مرفق و ابتدا از مرفق بايد كرد چنانچه مبين خواهد شد و مرفق مفصل ذراع عضد است * ( وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ) * و مسح كنيد سرهاى خود را يعنى مسح پيش سر كنيد و اقل آن مسمى است * ( وَأَرْجُلَكُمْ ) * و مسح كنيد پاهاى خود را * ( إِلَى الْكَعْبَيْنِ ) * تا بدان دو استخوان بيرون آمده از ميان قدم يا از هر دو جانب قدم بر مفصلى كه ميان ساق و قدم است و اول اصح است چنان كه مذكور شود و حفص و ابن كثير و ابو عمر و ارجلكم بنصب خواندهاند عطف بر مجموع برؤسكم كه در محل نصب است و در كنز العرفان تفصيل و تنقيح اين مبحث بر اينوجه آورده كه در اين چند مسئله است اول آنكه اهل خلاف در قوله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * سؤالى آوردهاند بر اماميه و تقرير آن اينست كه لازم ميايد از اختصاص امر بمؤمنين به آنكه كافر مكلف نباشد و حال آنكه نزد شما مكلف است بشرايع اسلام و جواب آنست كه لزوم از حيثيت مفهوم مخالفست و آن نزد ما حجت نيست و وجه تخصيص باهل ايمان آنست كه ايشان منتهى اند براى امتثال و منتفعاند باعمال بخلاف كفار دويم قوله تعالى * ( إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ ) * قيام از براى دخول در صلاة است و قيام از براى تهيئى براى صلاة و مراد اينجا ثانى است و اگر نه لازم آيد تأخير وضو از صلاة و اين باطلست باجماع فلهذا بنا بر اول گفتهاند كه مراد از آن ( اذا اردتم القيام ) است كقوله فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّه كه تعبير كرده شده است از ارادهء فعل كه قيام است و قرائت بفعلى