الملا فتح الله الكاشاني
18
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و مهاجرى از انصارى ميراث ميبرد و به عكس و قريب ميراث نميگرفت از كسى كه مهاجرت نكرده بود و در اينباب اين آيه نازل شد كه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّه وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا و بعد از آن اين منسوخ شد بقرابت و رحم و اسباب و انساب لقوله وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّه دويم حكم ميراث بمعاهده و معاقده كه مسمى بضمان جريره است منسوخ است نزد شافعى مطلقا وارث به آن حاصل نميشود و نزد اصحاب ما اينچنين نيست بلكه پيش ما ثابت است نزد عدم وارث نسبى و سببى به جهت آنكه به صحت پيوسته كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در روز فتح مكه خطبهء بخواند و فرمود ما كان من حلف فى الجاهلية فتمسكوا به فانه لم يزده الاسلام الاشدة و لا تحرموا حلفا فى الاسلام و نزد ابو حنيفه آنست كه چون شخصى اسلام آورد بر دست مسلمانى و عقد تعاقل و توارث بينهما واقع شود صحيح است كه از يكديگر ميراث برند سيم بر مذهب ما كه حكم ارث بعاقد باقى است آيه منسوخ نباشد بلكه محكم باشد ليكن ارث در آن مجمل است و مفتقر بشرايط و مختصات از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و اينكه گفتهاند بعضى كه معاقده اينجا بمعنى مصاهره است و اشاره به ارث زوجين است بعيد است از صواب زيرا كه عدول است از ظاهر آيه و از قول اكثر مفسرين آوردهاند كه حبيبه زوجهء سعد بن الربيع انصارى يا جميله زوجهء ثابت بن قيس طريق نشوز پيش گرفته با شوهر بيراهى بسيار كرده و شوهر از غايت اضطراب طپانچه بر روى وى زد و او شكايت نزد پدر برد و باتفاق پدر نزد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله رفته قصهء گذشته را بموقف عرض رسانيدند آن حضرت بقصاص بر شوهر وى حكم فرمود پدر و دختر متوجه قصاص شده بتجسس قصاص شتافتند حضرت شخصى را به عقب ايشان فرستاد و باز گردانيد و فرمود اردنا امرا و اراد اللَّه مرا و الذى اراد اللَّه خير ما ارادهء كارى كرديم كه قصاص است و او سبحان ارادهء غير آن كرد و آنچه حق سبحانه اراده فرموده بهتر است پس فرمود كه چون شما بيرون رفتيد جبرئيل آمد و اين آيه آورد كه * ( الرِّجالُ قَوَّامُونَ ) * مردان كارگذاران و ايستادگانند * ( عَلَى النِّساءِ ) * بر زنان و قائم بامور معاش ايشان مانند قيام ولات بر رعيت پس تعليل اين نموده به دو امر كه موهبى و كسبى است بقوله * ( بِما فَضَّلَ اللَّه ) * يعنى اين بسبب آن چيزى است كه تفضيل كرد خدا و افزونى داد * ( بَعْضَهُمْ ) * برخى از ايشان را كه مردانند * ( عَلى بَعْضٍ ) * بر برخى كه زنانند و تفضيل مردان بكمال عقل است و علم و حسن تدبير و مزيد قوت در اعمال و عبادات و فور فهم و حدس و بجهاد و كمال صوم و صلاة جمعه و نماز عيدين و قضا و شهادت در حد و دو قصاص و زيادتى ميراث و استبداد بفراق و امثال آن و اينكه انبيا و ائمه عليهم السلام از مردانند از همهء فضايل اكمل است و اشرف * ( وَبِما أَنْفَقُوا ) *