الملا فتح الله الكاشاني

17

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

طريق مجاز است و سبب در اين اسناد آنست كه متحالفان بوقت بيعت دستهاى يكديگر گرفتندى پس از اينجهت حقتعالى ميفرمايد كه آنان كه دستهاى شما مخالفت كردند * ( فَآتُوهُمْ ) * پس بدهيد ايشان را * ( نَصِيبَهُمْ ) * بهرهء ايشان كه سدس ميراث است و حكم اين آيه به آيه أُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّه متأخر گشت به اين وجه كه تا ارحام باشند ميراث بايشان نرسد * ( إِنَّ اللَّه كانَ ) * بدرستى كه خدا هست * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر همه چيزها * ( شَهِيداً ) * گواه بر عهود و مواثيق و محالفان اين تهديد است بر منع نصيب ايشان و گويند مراد به عقد نكاح است و بنا بر اين آيه محكم است باتفاق و بدانكه الذين مبتدايى است متضمن معنى شرط و خبر آن * ( فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ ) * و يا منصوبست بفعل مضمر مفسر بما بعد خود كقولك زيدا فاضربه و يا معطوفست بر الوالدان و قوله فاتوهم جملهء مبنيه از جمله متقدمه و ضمير راجع بموالى صاحب كنز العرفان در تفسير و تبيين اين آيه فرموده كه مولى اينجا بمعنى وارث است پس تقدير اين است كه ( جعلنا لكل انسان موالى يرثونه مما ترك ) و من براى تعديه است و ضمير در ترك راجع است به ميت اى ( يرثونه مما تركه و الوالدان ) خبر مبتداء محذوفست اى هم الوالدان و الاقربون و اقرب قرباء احق است به ارث از خويشان ديگر بقرينهء معنى قرب و در اينكه زمخشرى گفته كه تقدير اين است كه ( و لكل شىء مما ترك الوالدان و الاقربون موالى يرثونه و يحوزونه ) و يا تقدير اين است كه ( و لكل قوم جعلنا موالى نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون ) نظر است اما اول به جهت آنكه متضمن اين معنى است كه ( ان لكل صنف من اصناف التركة وارثا ) و اين فاسد است زيرا كه وارث مشتركند در هر جزئى از هر صنفى از تركه و اما ثانى زيرا كه ( والدان و اقربون ) وارثند نه موالى بدليل آنكه معطوف شده بر آن قوله * ( وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ ) * كه ايشان وارثند زيرا كه بعد از آن فرموده كه * ( فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ ) * و ايمان اينجا جمع يمين بمعنى يد است زيرا كه عرب نزد عقد دست يكديگر ميگرفتند و عاقد ايشان ميگفت كه ( دمك دمى و ثارك ثارى و حربك حربى و سلمك سلمى ترثنى و ارثك و تطلب بى و اطلب بك و تفعل عنى و افعل عنك ) و به جهت اين عقد حليف سدس ميراث حليف ميبرد و اين از باب اسناد فعل است بسبب آن و چون اين معنى بر صفحه خواطر منقش شد بدانكه اينجا چند فايده است اول آنكه در جاهليت به اين عقد از يكديگر ميراث ميگرفتند نه اقارب چنان كه گذشت پس حق سبحانه در مبدء اسلام اين را برقرار خود بگذاشت و بعد از آن منسوخ شد و تورات ايشان باسلام و هجرت بود چنان كه در روايت آمده كه چون پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بمدينه آمد مواخات فرمود ميان مهاجر و انصار