الملا فتح الله الكاشاني
16
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه از براى مردان مقرر شده چه آن حسد است بلكه مثل آن را سؤال كنيد از خز اين احسان او كه سمت فنا نميپذيرد و بگوئيد اللهم اعطنى مثله و از رسول ( ص ) مرويست كه و اسئلوا اللَّه من فضله فانه يحب ان يسئله فضل خداى را ازو طلبيد چه او دوستدارد كه فضل او را از وى طلبند و هر كه فضل او را نخواهد بر او خشم گيرد سفيان عيينه گفته كه خداى تعالى ما را امر نكرد كه از او سؤال كنيم الا به جهت آنكه اجابت آن كند و سائل را از خوان فضل خود محظوظ سازد اگر عطا را دوست نميداشتى ما را بسؤال آن امر نفرمودى پس طلب فضل او كنيد تا بشما دهد * ( إِنَّ اللَّه كانَ ) * بدرستى كه خدا هست * ( بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ) * بهر چيزى دانا پس ميداند كه مستحق فضل او كيست و چون معلوم شد كه وى به همه چيزى عالم است پس هر چه دهد و بهر كه دهد چنان بايد و جز آن نشايد آوردهاند كه در جاهليت فرزند اجنبى را پسر خود ميخواندند و او را در ميراث داخل ساير ورثه ميگردانيدند حقتعالى از آن نهى كرده فرمود * ( وَلِكُلٍّ ) * و براى هر كدام * ( جَعَلْنا ) * معين گردانيديم * ( مَوالِيَ ) * ميراث خوران كه به جهت قرابت و ولايت احراز نصيب خود كنند * ( مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ ) * از آنچه باز گذارند پدر و مادر * ( وَالأَقْرَبُونَ ) * و خويشاوندان نزديك مما ترك از براى بيان لكل است با فصل به عامل و يا آنكه من صلهء موالى باشد كه در معنى وارث است و معنى آنست كه براى هر ميتى گردانيديم ميراث خوارانى از آن چه آن ميت گذاشته باشد و بنا بر اين در ترك ضميرى است راجع بكل و قوله * ( الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ ) * استينافست كه مفسر مواليست اى هم الوالدان و بر اين تفسير اولاد بيرون ميروند چه اقربون متناول اولاد نيستند هم چنان كه متناول والدين نيستند و يا آنكه جعلنا موالى صفت كل باشد و عايد در آن محذوف اى ( لكن قوم جعلناهم موالى حظ مما ترك الوالدان و الاقربون ) يعنى براى هر قومى گردانيديم ايشان را خداوند نصيبى از آنچه والدين و اقربين گذاشتهاند و مرويست كه رسم جاهلية چنان بود كه با يكديگر معاقده ميكردند و رسم محالفه و معاهده در ميان ميآوردند و هر يك از متعاقدين ميگفت كه حربك حربى و سلمك سلمى دوست تو دوست من است و دشمن تو دشمن من ترثنى و ارثك تو از من ميراث برى و من از تو ميراث برم و تو عاقله من باشى و من عاقله تو و اين سخنان را بسوگند مؤكد مىساختند حليف را سدس از ميراث مقرر بود چون آيه ميراث نازل شد يكى از صحابه گفت يا رسول اللَّه ( ص ) جمعى از ما حلفا دارند كه باخذ ميراث از يكديگر پيمان بسته اند حكم الهى در باب ميراث فرود آمد و هيچ جا سخن معاقده مذكور نشد آيه نازل گشت كه * ( وَالَّذِينَ عَقَدَتْ ) * و آنان كه عقد محالفة كردهاند * ( أَيْمانُكُمْ ) * دستهاى شما با ايشان اسناد معاقده بايدى بر