الملا فتح الله الكاشاني
119
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
گوئيم از قول او سبحانه كه لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ و گويند چون زبان بمذمت آدم بگشود و با او دشمنى آغاز كرد طمع در اضلال اولاد او كرده اينكلام از سر ظن بر زبان راند و مؤيد اينست قوله تعالى وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّه و در انوار گفته قوله و قال لأتخذن عطف است بر لعنه اللَّه اى ( شيطانا مريدا جامعا بين لعنة اللَّه و هذا القول الدال على فرط عداوته للناس ) و حق تعالى در اين آيه اولا برهانكرده بر آنكه شرك در غايت ضلالت است بر سبيل تعليل به آنكه آنچه مشركان آن را شريك خدا مىگردانند منفعلند و غير مختار و خداى به حق قادر مختار است و فاعل غير منفعل و بعد از آن استدلال نموده بر آن به آنكه عبادت اوثان عبادت شيطانست و عبادت شيطان اقطع ضلالست بسه وجه يكى آنكه او مريديست منهمك در ضلال كه مصدر هيچ فعل خير نميشود پس اطاعت او عين ضلال باشد و غوايت بعد از هدى دويم آنكه ملعونست به جهت ضلال پس طاعت او مستجلب ضلال و لعن باشد سيم آنكه در غايت عداوت و سعى است در اهلاك بندگان و موالات نمودن با كسى كه اينصفت داشته باشد غوايت ضلالتست چه جاى عبادت او و نيز از قول او حكايت مىكند بقوله * ( وَلأُضِلَّنَّهُمْ ) * و هر آينه گمراه گردانم ايشان را از طريق حق بوسيلهء وساوس و غرور * ( وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ ) * و هر آينه در آرزو افكنم ايشان را و بيارايم در چشم ايشان امانى باطله را چون طول حياة و تأخير توبه و يا عدم بعث و نشر و عقاب و يا دخول بهشت يا ارتكاب ذنوب و غير آن * ( وَلآمُرَنَّهُمْ ) * و هر آينه بفرمايم ايشان را * ( فَلَيُبَتِّكُنَّ ) * پس هر آينه بشكافند و بروايت مأثوره از ابى عبد اللَّه جعفر الصادق عليه السّلام ببرند از اصل ( اذان الانعام ) گوشهاى چهار پايان را به جهت حرام گردانيدن آنچه حق تعالى آن را حلال گردانيده و اين اشاره است به آنچه عرب بر آن بودند از ( بحيره و صائبه و وصيله و حام ) كه آن را نصيب اوثان ميدانستند و تفصيل و تبيين اين در اوايل سورهء المائدة مذكور خواهد شد انشاء اللَّه * ( وَلآمُرَنَّهُمْ ) * و هر آينه بفرمايم ايشان را * ( فَلَيُغَيِّرُنَّ ) * تا البته تغيير دهند * ( خَلْقَ اللَّه ) * آفريدهء خدا را به صورت يعنى نقص خلق آن كنند چون خصى كردن انسان و تيز ساختن دندان و يا بصفت چون لواطه و سحق و رقم كبود زدن بر روى و لب و دست و پاى مانند اينست عبادة شمس و قمر و استعمال قوى و جوارح در امور باطله كه نه سبب كمال نفس است و نه موجب قرب الهى و از باقر و صادق ع روايت است كه مراد آنست كه دين خداى را تغيير و تبديل دهند لقوله تعالى فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ الايه اى ( دين اللَّه الذى خلق الناس عليه ) و اينقول از ابن عباس و ابراهيم