الملا فتح الله الكاشاني
115
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
به اين آيه بر آنكه اجماع امت حجت است زيرا كه حق تعالى توعد فرموده بر مخالفت سبيل مؤمنين هم چنان كه توعد كرده بر مشاقت رسول ( ص ) و صحيح آنست كه دلالت نميكند بر آن زيرا كه ظاهر آيه مقتضى ايجاب متابعت آن كسى است كه مؤمن باشد بر حقيقت ظاهرا و باطنا زيرا كه هر كه اظهار ايمان كند موصوف بايمان نيست مگر بر سبيل مجاز پس چگونه آيه را محمول توان ساخت بر ايجاب متابعت هر كه اظهار ايمان كند و هر گاه حمل آيه كنند بر بعضى امت سزاوار آنست كه آن را حمل كنند بر كسانى كه اهل عصمت داخل ايشان باشد كه ائمهء معصوميناند از آل محمد ( ص ) و مع ذلك ظاهر آيه مقتضى آنست كه وعيد متناول هر كسى باشد كه مرتكب احدهما شده باشد و ما بيقين ميدانيم كه وعيد متناول مشاقهء رسولست بانفرادها اما اينكه متناول اتباع غير سبيل مؤمنين باشد فقط محتاج است بدليل و آن معلوم نيست و نيز دربارهء طعمه كه مرتد شد مىفرمايد كه * ( إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ ) * بدرستى كه خدا نمىآمرزد * ( أَنْ يُشْرَكَ بِه ) * آن را كه شرك آرد به خدا * ( وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ ) * و بيامرزد آن چه غير شركست و كفر * ( لِمَنْ يَشاءُ ) * هر كرا خواهد بر سبيل تفضل در انوار گفته كه تكرار اينكلام در اينسوره جهت تأكيد است و يا به جهت قصهء طعمه و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه نزول آيه در شأن پيرى بود از اعراب كه بجناب حضرت نبوت مآب ( ص ) آمده بعرض رسانيد كه يا رسول اللَّه پيرم در گناه غرق شده الا آنست كه تا خداى را شناختهام به دو شرك نياوردهام و بجز او كسى را دوست نگرفتهام و معصيت از روى جرأت و بىادبى با خدا نكردهام و قصور آن نداشتهام كه طرفة العينى خداى را بگريختن خود عاجز سازم و حال آمدهام پشيمان از گناه و توبه كننده بر درگاه حال من چگونه مىبينى حق تعالى بدين آيه مژده داد كه همهء گناهان را غير از شرك اميد آمرزش هست * ( وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّه ) * و هر كه شرك آرد به خدا * ( فَقَدْ ضَلَّ ) * پس هر آينه گمراه شد از حق * ( ضَلالًا بَعِيداً ) * گمراهى دور يعنى در نهايت ضلالت چه شرك اعظم انواع ضلالت است و ابعد از ثواب و استقامت و در آيه اولى ذكر و من افترى فرموده زيرا كه متصل است بقصهء اهل كتاب و منشأ شرك ايشان نوعى از افترا است كه آن دعوى تبنى است بر خدا پس از حال مشركان خبر ميدهد كه * ( إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِه ) * نميپرستيدند بدون حق تعالى * ( إِلَّا إِناثاً ) * مگر مادگان را بتان را مادگان ميگويند بواسطه تأنيث اسماء ايشان چون لات و عزى و منات و غير آن و به جهت اين هر قبيلهء را بتى بود كه آن را مىپرستيدند و آن را انثى بنى فلان ميناميدند و يا بواسطهء آنكه بتان جمادانند و جمادات مشابه اناثند بجهة انفعال آنها و