الملا فتح الله الكاشاني
433
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه ايشان از جمله رجال و نسااند كه اقرباى آنها فوت شده باشند و اين مذهب ماست و ابو حنيفه نيز بر اينست و عموم لفظ للرجال و للنساء دلالت مىكند بر آنكه جميع مكلفان از انبيا و غير انبيا در اين حكم شريكند پس دال باشد بر آنكه پيغمبر ( ص ) ميراث گذاشته باشد هم چنان كه غير او چنان كه مذهب اهل البيت ( ع ) است و چون حق سبحانه بيان حال كسانى نمود كه ميراث مىبرند در عقب آن ذكر جماعتى مىكند كه نصيبى از ارث ندارند و ميفرمايد * ( وَإِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ ) * و چون حاضر شوند در وقت قسمت مواريث * ( أُولُوا الْقُرْبى ) * خداوندان خويشى يعنى خويشاوندان ميت كه ميراث نميبرند * ( وَالْيَتامى ) * و يتيمانى كه بيگانه باشند از ارث * ( وَالْمَساكِينُ ) * و درويشان و محتاجان * ( فَارْزُقُوهُمْ ) * پس بدهيد ايشان را چيزى * ( مِنْه ) * از مقسوم يعنى از آنچه قسمت مىكنيد از تركه ميت تا دل ايشان خوش شود در انوار گفته كه ضمير راجعست به آنچه مدلول عليه قسمت است كه آن مقسوم است و يا بما ترك مراد آنست كه حضار مجلس كه بلغ ورثهاند چيزى از ميراث بر سبيل تصدق بطوايف مذكوره عطا نمايند تا موجب تطيب قلوب ايشان گردد و گويند آن امر بر سبيل وجوب بوده و بآيهء مواريث و وصايا منسوخ شده * ( وَقُولُوا لَهُمْ ) * و گوئيد مر اين جماعت را * ( قَوْلًا مَعْرُوفاً ) * سخن پسنديده كه موجب فرح خواطر ايشان شود به اين وجه كه ايشان را دعاى خير كنيد مانند عفاكم اللَّه و اعفاكم و در دادن معطى منت منهيد و گويند واو بمعنى او است يعنى ايشان را طعمه دهيد نه ميراث يا گفتار معروف و عذرى معقول ايشان را خشنود سازيد و اولى حمل واو است بر ظاهر خود چه جمع ميان هر دو ممكن است يعنى هم چيزى بايشان دهيد و هم گفتارى نيكو گوئيد و يا ببعضى چيزى بدهيد و بعضى را بگفتار پسنديده جواب دهيد و گويند مراد بقول معروف آنست كه ولى و وصى ايتام گويد كه اگر اين مال از من ميبود و يا از خود مالى مىداشتم شما را از آن محظوظ ميساختم و در كنز العرفان آورده كه نزد بعضى اين آيه منسوخ است بآية الارث در نسب و نزد جمعى ديگر از آيات محكمه است و مستحبّ است ورثه را كه در حين اقتسام عطا راضحى كنند به كسانى كه ذى مهم نباشند از اقارب و جيران و مساكين و يتيمان و از سعيد بن جبير مرويست كه ( ان ناسا يقولون نسخت و اللَّه ما نسخت و لكنه مما يتهاون به الناس ) يعنى بعضى مردمان مىگويند كه اين آيه منسوخ شده به خدا كه منسوخ نشده و ليكن مردمان در آن تهاون ميكنند و عمل بمضمون آن نميكنند و گويند اين حكم مختص است به عين اما ارضين و رقاق از از اين مستثنااند و نزد بعضى خطاب به مريض است كه چون امارة موت او را طارى شود اراده قسمت اموال خود كند و وصيت نمايد كه طعمهء از آن بارباب مذكوره دهند و قول اول اشهر است و قرينه خطاب