الملا فتح الله الكاشاني
434
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دلالت مىكند بر آن و در مجمع آورده كه نزد ابن عباس و سعيد بن جبير و حسن و ابراهيم و شعبى و مجاهد و زهرى و سدى اين آيه محكمست و غير منسوخ و اين قول از باقر ( ع ) مرويست و بلخى و جبائى و زجاج و اكثر مفسرين و فقها نيز بر اينند و نزد غير ايشان منسوخست به آيه المواريث و امر در آن براى وجوب نزد مجاهد و نزد جمعى ديگر براى ندب و آيه دالست بر آنكه آدمى گاهست كه غير خود را روزى ميدهد بر معنى تمليك و اين حجة است بر مجبره و چون حقتعالى مردمان را بقول معروف امر فرمود و در عقب آن نهى نمود ايشان را از خلاف آن و امر كرد باقوال سديده و افعال حميده و فرمود كه * ( وَلْيَخْشَ الَّذِينَ ) * و بايد كه بترسند آنان كه * ( لَوْ تَرَكُوا ) * اگر بگذارند * ( مِنْ خَلْفِهِمْ ) * از پس مرگ خويش * ( ذُرِّيَّةً ضِعافاً ) * فرزندان ضعيف و عاجز * ( خافُوا عَلَيْهِمْ ) * بترسيد بر ايشان بر بينوايى و ضايع شدن يعنى ورثه بايد كه با ضعفاء اقارب و يتيمان و مسكينان كه در مجلس قسمت تركه حاضر آمدهاند مراسم شفقت و مرحمت مرعى دارند و تفكر كنند كه اگر ايشان را فرزندان خورد و عاجز باشد و بعد از فوت ايشان بچنان مجلسى در آيند حرمان ايشان جايز هست يا نه و هر آينه عقل ايشان بعدم جواز آن حكم خواهد كرد پس آنچه به خود روا ندارند نسبت با ديگران نيز جايز مدارند و يا امر است باوصيا به اينكه بترسيد در امر يتامى و در حق ايشان بفعلى اقدام نمائيد كه خواهند آن را بعد از وفات ايشان بذرارى صفاق ايشان مرعى بدارند و يا مراد حضار مريضند نزد ايصبا به آنكه خوف خدا با خشيت بر اولاد مريض را شعار خود داشته بر آن اولاد شفقت ورزند مانند شفقت ايشان بر اولاد خود پس نذارند كه مريض ضررى به اولاد خود رساند بجهة صرف مال از ايشان و وصيت آن نمودن براى غير ايشان يا امر متعلق بموصيين است به آن كه ورثه را منظور نظر خود داشته در وصيت اسراف نكنند و بدانكه لو با آنچه در حيز آن است صله الذين است و تقدير اينست ( و ليخش الذين وصفهم انهم لو شارفوا ان يخلفوا ذرية ضعافا فهم خافوا عليهم الضياع ) و در ترقيب امر بر آن اشاره است به آنچه مقصود است از آن و علت است در آن و بعث امت بر ترحم و تحريص بر محبت اولاد غير خود بر طريق محبتى كه بر اولاد خود داشته باشند و تهديد است بر مخالفت اين * ( فَلْيَتَّقُوا اللَّه ) * پس بايد كه بترسند از عذاب خدا * ( وَلْيَقُولُوا ) * و بايد كه بگوئيد حاضران مجلس قسمت * ( قَوْلًا سَدِيداً ) * سخنى راست درست يعنى عذر جميل و وعده نيكو در اين كلام امر ايشانست بتقوى كه غايت خشيت است بعد از امر ايشان بخشية بجهة مراعات مبدء و منتهى چه اول بدون ثانى نفع نميدهد و بعد از آن امر كرده ايشان را به اينكه با ايتام مكالمه كنيد مانند