الملا فتح الله الكاشاني
396
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه اى محمد ( ص ) تعجب مكن و اندوهى بخاطر عاطر خود مرسان از اينكه ايشان ترا صادق نميدانند و تو را تكذيب ميكنند چه پدر ايشان نيز پيغمبران خود را صادق القول ميدانستند و با وجود اين ايشان را ميكشتند پس هم چنان كه معجزات بينه بايشان مىنمايى و ايشان تصديق نميكنند معجزهء قربان را اگر به ايشان آشكار كنى نيز تصديق نكنند و بر تكذيب و عناد جحود و لجاج ورزند مانند پيغمبران سابق كه اين نوع معجزه را به ايشان نمودند و ايشان در صدد قتل آنها در آمدند پس چگونه ايشان از روى عناد و انكار اقتراح اين معجزه ميكنند از تو نه به جهت وضوح حق چه حقيت تو بر ايشان واضح است از اين جهت اجابت مقترح ايشان نكرديم و ترا رخصت نداديم در نمودن اين معجزه بايشان پس ايشان را بما واگذار كه سزا دهندهء ايشان خواهيم بود بعد از موت چه * ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ) * هر نفسى چشنده مرگ است اين وعد و وعيد است براى مصدق و مكذب يعنى زود باشد اى اهل تكذيب و ارباب تصديق كه همهء شما اين شربت بچشيد و بجزا و سزاى خود رسيد و در مجمع آورده كه مراد بذوق نفس موت را نزول موتست به آن لا محاله فكان نفس ذائق است و نزد بعضى مراد آنست كه هر نفس ذائق مقدمات موتست از سكرات و شدايد آن لقوله تعالى حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ و قوله عليه و آله السلام لقنوا موتاكم شهادة ان لا إله الا اللَّه و ظاهر آيه دال است بر آنكه هر نفس ذائق موتست و اگر چه مقتول باشد چه قتل از موتى كه فعل حقتعالى است منفك نيست و گويند مراد بموت اينجا انتفاء حياتست پس قتيل در آيه داخل باشد زيرا كه بر او صادق است كه حيات از او منتفى است * ( وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ ) * و جز اين نيست كه تمام داده شويد مزدهاى اعمال خود را از خير و شر * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز از قبور چه دنيا دار عمل است نه دار جزا و آخرت بر عكس اين و لفظ توفيه مشعر است بر آنكه گاهست كه مكلفان قبل از وقوع قيمة بعضى از اجور اعمال را ميبينند و مؤيد اينست قوله ( ع ) القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران بعد از آن ميفرمايد كه * ( فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ ) * پس هر كه دور كرده شد از آتش دوزخ * ( وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ ) * و در آورده شد به بهشت * ( فَقَدْ فازَ ) * پس هر آينه رستگارى يافت و بمراد رسيد زحزحه در اصل لغت تكرير زح است كه بمعنى جذبست بعجلت و فوز بمعنى ظفر ببغية يعنى رسيدن بمطلوب از حضرت رسالت ( ص ) مروى است كه من احب ان يزحزح عن النار و يدخل الجنة فلتدركه المنية و هو يؤمن باللَّه و اليوم الآخر و ياتى الى الناس ما يحب ان يؤتى اليه يعنى هر كه دور گردانيده شود از دوزخ و در آورده شود ببهشت بايد كه دريابد او را مرگ در حالتى كه او گرويده باشد بوحدانيت خدا و روز