الملا فتح الله الكاشاني

395

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نيست مگر بجهة آنكه معجزه است پس آن معجزه و ساير معجزات ديگر يكسان خواهد بود در وجوب ايمان و مقصود نخواهد بود وجوب ايمان به اين معجزهء خاص سدى گفته كه اكل نار كه حقتعالى بنى اسرائيل را امر كرده بود در تورية كه هر كه دعوى نبوت كند و شما را بر آن دعوت نمايد تصديق او مكنيد تا آنكه قربانى را بيارد كه آتش آن را بسوزد مگر گاهى كه مسيح و محمد ( ص ) بر شما مبعوث شوند كه بدون قربان بايشان بگرويد و از ايشان مطالبهء آن مكنيد و ايشان اين هر دو پيغمبر را از حكم سابق استثنا نكرده از ايشان طلب قربانى كردند حقتعالى الزام ايشان كرده فرمود كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( قَدْ جاءَكُمْ ) * بتحقيق كه آمده بشما * ( رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي ) * فرستادگان خدا پيش از ظهور من * ( بِالْبَيِّناتِ ) * بمعجزاتى روشن كه موجب تصديق ايشان بود در دعوى نبوت چون زكريا و يحيى و عيسى * ( وَبِالَّذِي قُلْتُمْ ) * و ديگر آمده بودند بدين نيز كه شما گفتيد يعنى قربانى بر وجهى كه مدعاى شماست هم چنان كه زكريا و يحيى * ( فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ ) * پس چرا كشتيد ايشان را يعنى زكريا را كه صاحب مذبح بود و پسر او يحيى را * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد شما راستگويان كه متابعت پيغمبر صاحب قربان بايد كه نه غير او مراد اسلاف يهودند كه معاصر حضرت نبوى ( ص ) بودن و خطاب بايشان جهت آنست كه به عمل اسلاف خود راضى بودند غرض آنست كه اگر موجب تصديق ايشان بمحمد ( ص ) اتيان اوست بقربانى بر وجه مذكور و توقف و امتناع ايشان از ايمان او به جهت همين است كه او اين نوع معجزه نمينمايد پس چرا پدران ايشان ايمان نياوردند بآنكسى كه او اين معجزات ديگر بايشان نمود و جرأت بر قتل او كرده او را كشتند و اولاد ايشان كه معاصر عهد تواند به آن راضىاند فَإِنْ كَذَّبُوكَ پس اگر تكذيب كردند ترا ملول و محزون مباش فَقَدْ كُذِّبَ پس بدرستى كه تكذيب كرده شده‌اند رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فرستادگانى كه پيش از تو بودند به آنكه جاءُو بِالْبَيِّناتِ آورده بودند حجتهاى روشن و معجزهاى ظاهر وَالزُّبُرِ و مواعظ زاجره و زواجر حكميه وَالْكِتابِ الْمُنِيرِ و كتاب روشن كننده حلال و حرام يعنى تورية و انجيل و زبر جمع زبور است و آن كتابيست كه مقصور باشد بر حكم مأخوذ از زبرت الشيء اذا جسته و يا بمعنى زاجر ماخوذ از ( زبرته اذا زجرته ) و كتاب در عرف قرآن آن چيزيست كه متضمن شرايع و احكام باشد و لهذا در همهء مواضع قرآن كتاب و حكمت متعاطف واقع شده‌اند و غرض از اين آيه تسليه رسولست به اين وجه