الملا فتح الله الكاشاني

380

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه در زمان حياة بودند زيرا كه روح جسم رقيق است و هوايى مأخوذ از ريح و دال بر اينست كه از بدن بيرون ميآيد و باز مراجعت مىكند و ظواهر قرآن و احاديث مذكوره شاهد اينست و آيهء مذكوره حث است بر جهاد و ترغيب در شهادت و بعث بر ازدياد طاعت و احماد مر آن كسى كه تمناى آن كند كه اخوان او را باشد مثل آن چيزى كه به او رسيده از نعم جليله و مراتب عليه و بشارت مر مؤمنان را بفلاح و فوز آورده اند كه ابو سفيان و اصحابش چون از احد فرار نمودند رسول از رفتن ايشان ايمن نبود فرمود كيست كه برود و خبر ايشان را بياورد امير المؤمنين ( ع ) با آنكه زخم بسيار بر اعضاى مبارك داشت برخاست و گفت يا رسول اللَّه ( ص ) من بروم و حال ايشان را معلوم كنم رسول ( ص ) فرمود اى على برو و اگر چنانچه بر شتر سوار باشد و اسبان را جنيبت ساخته بدانكه قصد مكه دارند و اگر صورت حال بر عكس اين باشد متوجه مدينه‌اند امير المؤمنين ( ع ) با وجود الم و جراح نزديك آن قوم آمد ديد كه بر شتر سوارند و اسبان را جنيبت گردانيده‌اند مراجعت فرمود و رسول ( ص ) را از اين معنى اخبار نمود آن حضرت در آخر همانروز كه شنبه بود هفتم شوال سوار شد با اصحاب بمدينه مراجعت نمود و چون ابو سفيان با مشركان بروحا رسيدند از انهزام خود پشيمان گشته يكديگر را ملامت كردند و گفتند ما اين همه تعب كه كشيديم كارى نساختيم نه محمد ( ص ) را كشتيم نه سبى و غارتى كرديم پس متفق شده گفتند چون جميع كثيرى از ايشان را بقتل رسانيده‌ايم و مجروح ساخته و معدودى چند مانده مراجعت ميكنيم و كار گروه باقى مانده را ميسازيم اين خبر برسول ( ص ) رسيد غمگين شد فى الحال جبرئيل آمد و گفت حقتعالى ميفرمايد از مدينه بيرون رو و هيچ كس از اهل مدينه با تو بيرون نيايند مگر آنان كه مجروحند رسول ( ص ) منادى را امر كرده كه در مدينه ندا در دهد كه هر كه مجروح باشد جراحت خود را محكم ببندد و از مدينه بيرون آمدند محمد بن اسحاق و ايشان هفتاد كس بودند محمد بن اسحاق بن يسار روايت كرده از عبد اللَّه بن جارحة بن زيد بن ثابت و او از ابى السائب كه مردى از اصحاب رسول ( ص ) كه از بنى عبد الاشهل بود روايت كرده كه من با برادر در جنگ احد مجروح شده بوديم چون مؤذن رسول خدا ( ص ) بخروج ندا كرد گفتيم كه هيچ غزوه از ما با رسول خدا فوت نشده و درين غزوه مركوبى نداريم و با وجود اين مجروحيم پس جراحت خود را محكم كرديم و با رسول خدا بيرون آمديم و جراحت من از برادر بهتر بود چون بعقبه ميرسيديم من برادر را بر دوش ميگرفتم و به بالا ميبردم تا بحمران الاسد رسيديم كه موضعى است كه بر هشت ميل از مدينه واقع است در شب رسول خدا ( ص ) فرمود كه آتش بسيار بر افروختند تا صيت ابهة لشگر اسلام باحياى عرب و قبايل ايشان رسيده دانند كه ايشان را عجز و انكسارى نيست پس در اطراف و جوانب آواز افتاد كه