الملا فتح الله الكاشاني
372
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اهتدا سلوك نموده فايز و ناجى گشتند و بعد از ذكر تعداد نعمت رسالت بر ايشان باز سر رشتهء كلام را بذكر جهاد كشيده ميفرمايد كه * ( أَ وَلَمَّا أَصابَتْكُمْ ) * همزه براى تقرير و تقريع است و واو عاطف جمله بر ما سبق كه آن جمله قصهء احد بود و يا بر معطوف عليه محذوف مثل ( أ فعلتم كذا ) و لما ظرفست مضاف باصابتكم او حين اصابتكم يعنى مخالفت رسول كرديد هنگامى كه رسيد بشما * ( مُصِيبَةٌ ) * بليتى و نكبتى از هزيمت و قتل و جراحت از اعادى * ( قَدْ أَصَبْتُمْ ) * حال آنكه رسيده بودند * ( مِثْلَيْها ) * به دو چندان از ايشان يعنى يافته بوديد از كافران دو برابر اين بليت چه ايشان در احد هفتاد تن را از شما كشتند و شما در بدر هفتاد تن از ايشان كشته بوديد و هفتاد تن را سير كرده و بروايتى صد و چهل كس را كشته بوديد و با وجود اين * ( قُلْتُمْ ) * گفتيد از روى جزع و اضطراب كه * ( أَنَّى هذا ) * از كجا است اين يعنى از چه جهة بما رسيد و حال آنكه ما مسلمانيم و پيغمبر خدا در ميان ماست و او وعدهء نصرت ما داده بود * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) در جواب ايشان * ( هُوَ ) * آنچه شما را پيش آمد * ( مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ ) * از نزد شما است يعنى شامت نافرمانى كه كرديد در حفظ ثغر و ترك آن نموديد و روى بطلب غنيمة آورديد چه وعدهء نصرت مشروط بود بثبات قدم و مطاوعت و يا بجهة عدم مطاوعت شما و مخالفت با پيغمبر خدا در خروج از مدينه كه آن حضرت شما را گفت كه متحصن شويد در مدينه و بيرون مرويد شما گفتيد ما در جاهليت با آنكه مشرك و كافر بوديم چون دشمن متوجه ما ميشد ما از مدينه بيرون ميرفتيم و با ايشان كارزار مىكرديم و اكنون كه مسلمان شدهايم و خدا ترا به پيغمبرى بما فرستاده چرا بيرون نرويم و بر سر دشمن نتازيم پس فرمان نبرده بيرون رفتيد و مغلوب گشتيد و اين قول قتاده و ربيع است و يا بجهة آنكه اخلاف امر پيغمبر خود كرديد در روز بدر كه شما را ميگفت كه كفار را بكشيد و اسير مكنيد و فدا از ايشاى مگيريد كه حكم الهى دربارهء ايشان قتل است نه اسر و فديه و شما گفتيد كه ما فديه از ايشان ميگيريم تا منقفع شويم و موجب توسعهء رزق ما شود پس بسبب اين مخالفت اين شكست در اين غزوه بر ما واقع شد و اينقول امير المؤمنين ( ع ) است و عبيده و سلمان و مروى از امام محمد باقر ( ع ) * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر هر چيز از فتح و غنيمت و قتل و هزيمت و غير آن * ( قَدِيرٌ ) * توانا است پس قادر بود بر آنكه نصرت شما دهد اما بجهة مخالفت شما از آن محروم گشتيد و يا آنكه توانا بود كه شما را از ضرر كفار منع كردى به قهر و اجبار و اما اين