الملا فتح الله الكاشاني

368

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( الْمُؤْمِنُونَ ) * پس بايد كه توكل كنند گروندگان و باور دارندگان به آنكه غير از او ناصرى نيست و در مجمع گفته كه اين آيه نيز متضمن ترغيب است در طاعت كه مستحق نصرت است و تحذير از معصيت كه مستوجب خذلانست و از جملهء موجبات توكل آنست كه اگر حقتعالى بندگان را به جهت ترك توكل واگذارد البته مغلوب گردند ابو على جبائى گفته كه در آيه دليل است بر آنكه هر گاه بغات و عصات غالب شوند بر شخصى از اهل ايمان حقتعالى خذلان وى نموده چه اگر ناصر وى بود مغلوب نميگشت و اين به جهت مصالح و حكم او سبحانه است با بنده كه از جملهء آن تنزيل او سبحانه است در منازل ابرار و شهدا و نصر بر دو قسم است يكى بغلبه در معركه كارزار چنان كه گذشت دوم بحجت چه حق تعالى هدايت اهل ايمان نموده بنصب ادلهء واضحه و براهيم ساطعه و ازاحهء علت كه موجب حسن تكليف است و ابو القاسم بلخى گفته كه مؤمنان هميشه منصورند اگر غالب شوند بر كفار پس نصرت يافته‌اند به غلبه و اگر مغلوب گشتند پس منصورند بحجت آورده‌اند كه بعضى از اقوياى صحابه از پيغمبر ( ص ) در خواست مينمودند كه غنيمتى كه واقع شود ما را زياده از حصهء ضعفا ده آيه آمد كه * ( وَما كانَ ) * نباشد و نسزد * ( لِنَبِيٍّ ) * مر هيچ پيغمبر را * ( أَنْ يَغُلَّ ) * آنكه خيانت كند در غنيمت و غلول بمعنى اخذ شيء است در خفيه مقاتل گفته كه آيه دربارهء جماعتى نازل شد كه حفظ ثغر ميكردند و چون وقت غنيمت رسيد خواستند كه ثغر را واگذارند بطمع غنيمت امير ايشان هر چند منع آنها ميكرد كه شما محافظت ثغر كنيد كه رسول ( ص ) شما را محروم نگذارد و نصيب شما را از غنيمت بشما رساند نمىشنيدند و ميگفتند خوف آن داريم كه نصيب ما را از آن ندهد و گويند غنيمت را در مغنمى قسمت كردند پيش از رسيدن طلايع و حصهء ايشان را ندادند ايشان گفتند چرا نصيب ما را جدا نكرديد حق تعالى در اين آيه بيان فرمود كه قسمت بر نهج حق و بر وفق رضاى خدا واقع شده و عكرمه از عبد اللَّه عباس و ابن جبير روايت كرده كه سبب نزول آن بود كه از غنايم بدر گليمى يا قطيفهء سرخ رنگ گم شد جمعى سيه گليم از روى نفاق نسبت آن به حضرت خير الانام ( ص ) دادند حقتعالى به جهت براءة ذمة حبيب خود از خيانت اين آيه فرستاد و گفته‌اند كه پيغمبر ( ص ) آيات قرآنى را كه محتوى بود بر ذم و سب الههء باطله تلاوت ميفرمود مشركان طلب مسامحه كردند و از وى درخواستند كه عيب الههء ايشان نكند حق تعالى فرمود كه نشايد پيغمبر در دين خيانت كند و وحى را بپوشاند * ( وَمَنْ يَغْلُلْ ) * و هر كه خيانت كند در غنايم يا در وحى * ( يَأْتِ بِما غَلَّ ) * بيايد بگناه آنچه خيانت كرده است در آن و اصح آنست كه معنى برينوجه است كه بيارد آن چيزى را كه در آن خيانت كرده بر گردن يعنى آن را بعينه بر گردن داشته