الملا فتح الله الكاشاني
369
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
باشد * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز ( على رؤس الاشهاد ) تا بدان فضيحت يابد اگر چه سوزنى يا رشتهء باشد در اخبار آمده كه شخصى بعد از قسمت غنيمت رسنى كهنه كه قبل از قسمت برداشته بود نزد رسول ( ص ) آورد آن حضرت قبول نكرد و فرمود نگاه دار تا در قيامت به يارى و كلبى گفته كه چيزى دزديده و خيانت كرده را بيارند و در ميان دوزخ بنهند و سارق و خاين را بگويند كه برو آن را برگير چون برود آن را برگيرد و بر پشت نهد و بكنارهء دوزخ آورد آن را بردارند و باز بموضع خود نهند و او را باز تكليف كنند تا برود و آن را بردارد تا بكنارهء دوزخ رساند و باز آن را بجاى خود رسانند و او را بر حمل آن اجبار كنند و هميشه عذاب او بدين نوع بود ابو هريره روايت كرده كه روزى رسول خدا خطبه ميخواند چون بذكر غلول و خيانت رسيد در آن مبالغهء بسيار فرمود و گفت لا ألقين احدكم يوم - القيمة يجيء و على رقبة به غير له رغاء يقول يا رسول اللَّه اغثنى فاقول قد بلغت قد بلغت لا املك لك من اللَّه شيئا بايد كه نه بينم يكى از شما را روز قيامت كه آيد و شترى بر گردن گرفته و آن شتر بانگ و فرياد كند و آن كس گويد يا رسول اللَّه فرياد من رس من گويم كه رسانيدم آنچه حق رسانيدن بود و تبليغ نمودم آنچه به آن مأمور بودم امروز مالك آن نيستم كه فايدهء به تو رسانم زيرا كه فرمان خدا به تو رسانيدم و تو آن را نشنيدى و مثل اين روايت از ابن عباس و ابن حميد ساعدى و ابن عمر و قتاده مرويست و در خبر است كه يكى اصحاب روز خيبر فرمان يافت گفتند يا رسول اللَّه بر اين مرد نماز كن فرمود شما برويد و نماز بر او بگذاريد گفتند يا رسول اللَّه چه گناه كرده كه شما به نماز او حاضر نمىشويد فرمود خيانت كرده متاع او را بجستند مهرهء از كفار خيبر دزديده بود كه به دو درم نميارزيد ابو هريره روايت كند كه چون از خيبر مراجعت كرديم و بوادى القرى رسيديم رسول را غلامى سياه بود نام او مدغم آنجا ايستاده بود و بارها را از چاروا فرو ميگرفت ناگاه تيرى بر او فرمود آمد فى الحال بيفتاد و بمرد صحابه گفتند يا رسول اللَّه هنيئا له الجنة فرمود لا بخدايى كه مرا به حق بخلق فرستاد كه خلاف اينست كه مىگوييد بدانيد كه آن گليم كه بر پشت دارد و بيش از قسمت غنيمت برگرفته بود فرداى قيامت آن گليم بر تن او آتش شود و از را احاطه نمايد صحابه چون اين را بشنيدند هر يكى محقرى مىآوردند مانند شراك و دوال و ميگفتند يا رسول اللَّه از تو زينهار ميخواهيم مبادا كه فردا اين آتش شود و در ما پيچيد پيغمبر فرمود كه المغلول من جمر جهنم خيانت از اخگر جهنمست و ميتواند بود كه مراد بقول * ( يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * علامتى باشد كه به آن شناخته شود كه چه نوع معصيت از بنده صادر شده تا موجب فضيحت او شود در عرصهء قيامت و سبب استحقاق عقوبت او بر اهل عرصات ظاهر گردد كما قال سبحانه لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِه إِنْسٌ وَلا جَانٌّ هم چنان كه علامتى بر مطيع ظاهر گردد كه به آن بدانند كه او از اهل انقياد