الملا فتح الله الكاشاني

348

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

جملهء معترضة است ميان معطوف عليه و معطوف آن كه اينست كه * ( وَلِيُمَحِّصَ اللَّه ) * يعنى فايدهء ديگر در مداولت آنست كه پاك و پاكيزه گرداند خدا * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * آنان را كه گرويده‌اند از گناهان در وقت مغلوبيت ايشان چه بلاها كه باهل ايمان ميرسد مكفر ذنوب ايشانست * ( وَيَمْحَقَ الْكافِرِينَ ) * و نيست گرداند و هلاك سازد كافران را اگر ايشان مغلوب گردند بدانكه تمحيص بمعنى تخليص است يق ( محصته و امحصته اذا اخلصته من كل عيب و يقال اللهم محض عنا ذنوبنا اى اذهبها عنا لانه تخليص الحسنات بتكفير السيئات ) و اصل محق فناء شيء است قليلا قليلا و نقصان او ( حالا بعد حال و المحاق آخر الشهر لذهاب ضوء الهلال حالا بعد حال ) ملخص معنى آنكه اگر دولت بر مؤمنان باشد پس آن بجهة تمييز است و استشهاد و تمحيص و غير آن از آنچه اصلح باشد مر ايشان را و اگر بر كافرانست بجهة محق و محو آثار ايشان است و چون حقتعالى حث عباد نمود بر جهاد و ترغيب ايشان كرد بر آن در عقب آن خبر داد كه دخول جنت فرع بلوى و اختبار است بمصايب و نوايب و فرمود كه * ( أَمْ حَسِبْتُمْ ) * ام منقطعه است كه متضمن اضرابست از كلام سابق و معنى آن انكار است و ملامت يعنى بلكه پنداشتيد اى مؤمنان * ( أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ ) * آنكه درآئيد به بهشت * ( وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّه ) * و حال آنكه ندانسته باشد خدا * ( الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ ) * آنان را كه جهاد كردند از شما بعلم مشاهده يعنى حال آنكه هنوز مجاهدهء شما بفعل نيامده تا علم حق تعالى تعلق گيرد بوجود آن * ( وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ) * و ندانسته شكيبايان را بر فرمان رسول يا صبر كنندگان را بر هجوم مصائب و وقوع نوائب يعنى صبر شما متحقق نشده تا علم او بوجود آن متعلق شود چه شيء تا بوجود نيايد و متحقق الوقوع نگردد علم به او تعلق نخواهد گرفت پس نفى علم نازل منزلهء نفى متعلق آنست چه علم منتفى است بانتفاى معلوم كما يقول ( ما علم اللَّه فى فلان خيرا اى فيه خير حتى يعلمه ) پس كلام در معنى و لما تجاهدوا است و خلاصهء معنى اينكه گمان شما چنان بود كه ببهشت درآئيد مجاهده نشده و صبر كار نبسته و بدون اين هر دو صفت كه محنت مجاهده و صبر بر بليت است بدرجات جنان رسيد و نعم ما قيل بلبلى كو ستم خار تحمل نكند بهتر آنست كه ديگر سخن گل نكند و بدانكه فرق ميان لم و لما آنست كه در لما توقع فعل است در مستقبل بخلافت لم پس كلام دلالت مىكند بر نفى جهاد در ماضى و توقع آن در مستقبل كما تقول ( وعد لي ان يفعل كذا و لما يعنى لم يفعل و انا أتوقع فعله ) و نصب يعلم ثانى به اضمار آن است و واو بمعنى جمع است و آن را واو صرف نيز خوانند كقولك ( لا تاكل السمك و تشرب