الملا فتح الله الكاشاني

349

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اللبن اى ان تشرب ) يعنى جمع مكن خوردن ماهى را و آشاميدن شير را پس تقدير اينست كه ( و لما يقع العلم بالجهاد و العلم بصبر الصابرين ) يعنى چگونه خدا شما را ببهشت درآورد و حال آن كه هنوز علم او بجهاد و علم او بصبر شما با هم جمع نشده است * ( وَلَقَدْ كُنْتُمْ ) * و بدرستى كه بوديد از روى اشتياق به رسيدن بمثوبات جاودانى * ( تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ ) * آرزو ميبرديد مرگ را يعنى حرب را چه آن از اسباب موتست يا آنكه موت بر معنى خود باشد بحذف جار و مجرور و معنى اينكه موت را تمنا مىكرديد بشهادت خطاب با كسانيست كه در غزوهء بدر حاضر نشده بودند و بعد از وقوع آن تمنا ميكردند كه كاش حاضر ميبوديم با پيغمبر خدا و در جهاد صبر ميكرديم تا باحدى الحسنيين فايز ميشديم يعنى يا غالب ميشديم بر اعدا و يا ميرسيديم بمرتبهء شهدا و كرامت ايشان نزد حضرت عزت و چون وقت غزوهء احد رسيد الحاح ميكردند بر خروج پس حق سبحانه با ايشان خطاب مىكند كه شما تمناى شهادت كرديد * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْه ) * پيش از آنكه مشاهده كنيد اسباب آن را و بشناسيد شدت آن را ضمير راجع است بموت و مراد اسباب آنست زيرا كه مرگ مشاهده نميشود و همچنين است قوله * ( فَقَدْ رَأَيْتُمُوه ) * يعنى بتحقيق كه ديديد اسباب مرگ وا * ( وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ) * و حال آنكه شما مينگريستيد بياران و برادران خود كه مقتول ميشدند در وقعهء احد يعنى معاينه ايشان را ميديديد اين توبيخ است مر ايشان را بر آنكه تمناى حرب كردند و متهيئ شدند براى آن پس جبن ورزيدند و منهزم گشتند از آن و گويند مراد توبيخ ايشانست بتمناى شهادت چه تمناى آن متضمن تمناى غلبهء كفار است ارباب سير و اصحاب مغازى در كتب تواريخ آورده‌اند كه در وقتى كه رسول ( ص ) با هفتصد كس در مقابل قريش كه سه هزار و بروايتى پنج هزار بودند صف راست كرد و عبد اللَّه جبير را چنان كه گذشت با پنجاه تير انداز بر شعب بداشت تا مشركان از آن رخنه بر سر ايشان نيايند و درين باب مبالغه نمود خالد بن وليد و عكرمة ابن ابى جهل با لشگر بسيار در برابر سيد مختار آمدند و جماعت زنان ايشان از ميان لشگر بيرون آمدند و دف ميزدند و شعر ميخواندند و از جمله هند ميگفت نحن بنات طارق نمشى على النمارق ان تقبلوا نعانق او تدبروا نفارق فراق غير وامق پس جنگ در پيوست و امير المؤمنين ( ع ) چهار صد دلاور را بر خاك مذلت انداخت و مشركان منهزم شدند و هند با جمعى از زنان بكوه متحصن شدند و اصحاب بغنيمت مشغول گشتند و آن پنجاه تيرانداز بطمع غنيمت فرمان امير خود را نبردند و شعب را گذاشتند و بغنيمت افتادند و خالد وليد با بعضى مشركان كه عقب در شعب متحصن بودند چون شعب را خالى ديدند بر اهل اسلام هجوم كردند و بر مسلمانان تاختند و آنها كه هزيمت كرده بودند چون بر اين