الملا فتح الله الكاشاني

33

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

صبى يا وارث پدر او آنچه واجب بود بر پدر و اين بنا بر وجوب نفقه است بر هر وارثى و اين مذهب ابن ابى ليلى است و نزد ابى حنيفه انفاق واجبست بر وارث محرم و نزد بعضى ديگر انفاق بر عصيبات است نه اصحاب فرايض مادرى و آنچه ما گفته‌ايم اوليست ششم آنكه چون حقتعالى مقرر فرمود كه مدت رضاع دو سال است بعد از آن اشاره فرمود بقوله * ( فَإِنْ أَرادا فِصالًا ) * به آنكه جايز است اقتصار بر اقل آن و تقييد آن بتراضى و تشاور از والدين جهت مراعات مصلحت طفل است زيرا كه اگر اقتصار ميكرد براى احدهما ممكن بود كه اقدام نمايد بر آنچه طفل از آن متضرر شود به جهت غرضى از اغراض و كه فصال ولد بتراضى است پس اگر احدهما در صدد ضرر باشند ديگرى را ميرسد كه منع او كند از آن ضرر هفتم آنكه چون مقرر گشت كه والدات ارضاع اولاد خود كنند موهم آن بود كه ارضاع بر ايشان واجب باشد و جايز نباشد استرضاع غير ايشان مطلقا پس به جهت ازالهء اين و هم فرمود كه ( ان اردتم ان تسترضعوا المراضع اولادكم ) و حذف مفعول اول به جهت آنست كه مستغنى عنه است و اطلاق آن دلالت مىكند بر آنكه زوج را جايز است كه استرضاع مرضعه نمايد براى ولد و منع زوجه خود كند از ارضاع لكن اين منافى * ( لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها ) * است پس آن مقيد خواهد بود بقيدى كه آن تعذر استرضاع است از ام مانند انقطاع لبن او و غير آن و قوله * ( إِذا سَلَّمْتُمْ ) * اى اعطيتم المراضع ما اردتم ايتانه للوالدات و تسليم اجرت شرط نيست در جواز استرضاع بلكه غرض تنبيه است بر آنكه سزاوار آنست كه مرضعه طيبة النفس باشد و خوشحال و خشنود تا بصميم قلب اقبال كند بر طفل و مراعات مصلحت او نمايد آن چنان كه حق مراعاتست و بعد از ذكر عدهء مطلقات بيان عدهء وفات مىكند بقوله * ( وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ ) * و آنان كه بميرند از شما * ( وَيَذَرُونَ أَزْواجاً ) * و بگذارند زنان را بايد كه زنان ايشان * ( يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ) * انتظار برند بنفس خود بعد از ايشان * ( أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً ) * چهار ماه و ده روز و ميتواند بود كه مقتضى اين اجل مقدر اين باشد كه جنين ذكر در غالب امر چون سه ماهه شد متحرك مىشود و انئى در چهار ماهگى پس اعتبار اقصى الاجلين يا ده روز ديگر جهت استظهار باشد زيرا كه ممكن است كه حركت او ضعيف باشد در مبادى و محسوس نگردد و عموم لفظ مقتضى تساوى مسلمه و كتابيه و امه است و نزد بعضى عده امه بتنصيف است چنان كه بيايد و حامله بآيهء وَأُولاتُ الأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ بيرون رفته و از امير المؤمنين ( ع ) منقولست كه انها تعتد باقصى اجلين احتياطا و تبيين اين مبحث در آخر آيه مذكور خواهد شد و تانيث عشر باعتبار ليالى است زيرا كه ليالى غرر شهور و ايام است و لهذا در مثل اين تذكير را اصلا استعمال نميكنند كه راجع بايام شود حتى ميگويند صمت عشرا