الملا فتح الله الكاشاني

314

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

چون قصد كردند * ( طائِفَتانِ مِنْكُمْ ) * دو طايفه از شما كه مسلمانيد * ( أَنْ تَفْشَلا ) * آنكه بد دلى كنند و باز گردند در وقتى كه ابن ابى بازگشت و ميتواند بود كه متعلق سَمِيعٌ عَلِيمٌ باشد يعنى خدا شنيد قول شما و دانست قصد شما را در وقتى كه دو طائفه از شما قصد جبن كردند و عزيمت ايشان بر جهاد سست شد بعد از آنكه رسول ايشان را وعدهء ظفر و نصرت و غنيمت داده بود * ( وَاللَّه وَلِيُّهُما ) * و خدا يار و نگه دار آن دو گروه بود از آنكه تابع ابن ابى و اتباع او شوند و يا آنكه خدا ناصر ايشانست پس چيست ايشان را كه بد دل مىشوند و توكل برو نمىكنند * ( وَعَلَى اللَّه ) * و بر خدا نه بر غير او * ( فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * بايد كه توكل كنند مؤمنان تا ايشان را نصرت دهد و از ابن عباس مرويست كه مراد به هم اضمار رجوعست و تصور آن نه آنكه عزم خود را جزم كرده باشند برجوع يعنى رجوع از كارزار در خاطر ايشان در آمد حق تعالى ايشان را عازم ساخت بر رشد و صواب پس ثبات قدم ورزيدند و راسخ شدند در قتال در كشاف آورده كه ظاهر آنست كه مراد حديث نفس بوده باشد در رجوع و خطور آن در قلب نزد شدت يأس كه از لوازم طبايعست و بيرون از دايرهء اختيار پس حقتعالى ايشان را بر ثبات و صبر داشت و توطين ايشان فرمود بر احتمال مكروه و اگر چنانچه مراد عزيمت و قصد مردم ميبود ذم ايشان اولى ميبود از مدح زيد بن وهب از عبد اللَّه بن مسعود روايت كند كه چون لشگر اسلام در مقابل قريش بايستادند هر يك بتسويهء صف خود مشغول شدند ابو سفيان لواى قريش را بدست بنى عبد الدار و لواى مشركان ديگر را طلحة ابن طلحه كه او را كبش الكبيشه گفتندى و لشگر را بر يمين و يسار علم مقرر كرد و حضرت رسالت ( ص ) چنانچه گذشت لواى مهاجر و انصار را بامير المؤمنين ( ع ) داد و لشگر ظفر پيكر خود را با حسن وجهى التيام فرمود ابو سفيان نزد اصحاب لوا آمد و گفت اى قوم شما ميدانيد كه اصحاب محمد در جنگ قصد لوا ميكنند و در صدد آنند كه آن را از پا درآرند هم چنان كه در واقعهء بدر مشاهده كرديد اگر ضعف و جبانت در خود مييابيد لوا بما دفع كنيد تا ما امر شما را از ايشان كفايت كنيم طلحه را هميت جاهليت دريافته بغضب درآمد و گفت ( أ لنا تقول هذا و اللَّه لأوردنكم بها اليوم حياض الموت ) آيا اين را بما مىگوييد به خدا كه امروز شما را در ميان حوضهاى مرگ درآوريم يعنى در ميان كشته هاى اهل اسلام پس اول كسى كه از جانب كفار بمجازات بيرون آمد طلحه بود چون بميان ميدان رسيد آواز داد كه شما دعوى مىكنيد كه ما اصحاب دوزخيم و شما اصحاب بهشت پس كيست كه بمبارزت بيرون آيد امير المؤمنين ( ع ) از ميان لشگر بيرون آمده در مقابل او بايستاد طلحة گفت چه كسى گفت منم على بن ابى طالب و اللَّه لا افارقك اليوم حتى اعجلك بسيفى لى النار