الملا فتح الله الكاشاني
288
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اين آيات در شأن اوس و خزرج نازل شده و تفصيل قصه ايشان از قول علماى سير و تواريخ برين وجه بوده كه اوس و خزرج دو برادر بودند از يك پدر و مادر و بسبب خونى ميان ايشان عداوت واقع شد و آن عداوت مدت صد و بيست سال در ميان ايندو قبيله بود تا بعهد رسول ( ص ) و چون بدعوت آن حضرت برخواست هر دو قبيله تصديق كرده ايمان آوردند و بجهة اين عداوت قديمى از ميان ايشان منقطع شده و سبب اسلام ايشان آن بود كه سويد ابن صامت كه او را كامل خواندندى بجهة جلادت و مهارت او در حكمت و شعر و نسب به مكه آمد در وقتى كه رسول ( ص ) برسالت مبعوث شده بود آن حضرت وى را بدين اسلام دعوت فرمود سويد گفت نزد من بعضى از سخنان لقمان هست كه در باب حكمت است و آن را بر حضرت عرض كرد آن حضرت فرمود كه اين خوبست اما با من بهتر از اين هست زيرا كه كلام خدايست و او سبحانه آن را بر من نازل ساخته پس بعضى از قرآن برو خواند سويد چون آن را بشنيد بسى خوشحال شد و بطبع او فرود آمد و اسلام آورده بمدينه رجوع كرد و اهل مدينه را از آن اخبار كرد و بسى بر نيامد كه او را بكشتند و بعد از آن ابو الحسين بن رافع با جمعى از بنى عبد الاشهل به مكه آمدند و غرض ايشان آن بود كه قريش معاونت ايشان نموده با خزرج مقاتله كنند رسول ( ص ) چون برآمدن ايشان مطلع شد برخواست و نزد ايشان آمد و گفت رغبت كنيد به چيزى كه بهتر آنست كه در صدد آنيد گفتند آن چيست رسول ( ص ) فرمود آنكه خداى را بوحدانية پرستش نمائيد و با او شرك نياريد كه حقتعالى مرا بشما فرستاده تا هدايت شما كنم اياس بن معاذ كه جوانى عاقل بود با ايشان گفت اى قوم اين مرد راست ميگويد و آنچه وى ما را به آن دعوت مىكند به از اينست كه ما بجهة آن به اين جانب آمدهايم ابو الحسين پارهء ريگ برگرفت و بر روى او زد و گفت خاموش باش ما به اين كار به اين صوب نيامدهايم رسول ( ص ) برخواست و ايشان بمدينه رجوع نمودند و بعد از آن ميان اوس و خزرج مقاتلهء عظيم واقع شد و اياس بن معاذ فرمان يافت چون حقتعالى اراده فرمود كه اظهار دين خود كند و اعزاز دين خود كند بپيغمبر خود فرمايد شش مرد از خزرج به مكه آمده نزد عقبه با رسول ( ص ) ملاقاة كردند رسول ( ص ) فرمود كه شما از كدام قبيلهايد گفتند از خزرج رسول فرمود كه از معاندان جهوديد گفتند آرى فرمود بنشينيد پس آن حضرت ايشان را دعوتكرد بدين اسلام و قرآن بر ايشان خواند ايشان بشنيدند و در آن انديشه كردند بطبع ايشان فرود آمد و چون از معاند جهودان بودند و جهودان ايشان را ميگفتند كه پيغمبر آخر الزمان ( ص ) در مكه پيدا شود چه در تورية چنين نوشته چون ظاهر گردد ما تابع او شويم و به او ايمان آريم و از شما انتقام كشيم اينان با هم گفتند همانا اين مرد است كه يهود ما را از آن ميترسانيدند ما بر ايشان سبقت كرده به او ايمان آوريم تا تسلط و غلبه ما را باشد نه ايشان را و اميد هست كه حقتعالى ببركت او ما را فايق گرداند بر ايشان و منازعهء كه ميان ما و